زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٤٨ - مرجعيت
آقاى يثربى يكى از خطباى قم نقل مىكنند:
«زمانى كه ايشان در بيمارستان بسترى بودند، به من اطلاع دادند كه به بيمارستان آمده و چند لحظهاى حديث كساء خوانده و ذكر مصيبت بنمايم. من هم رفته و خواستم شروع كنم؛ معظم له فرمودند: كمى صبر كنيد و آنگاه، نشسته و عبا و قبا و عمامه را طلبيده و گفتند: مجالس امام حسين عليه السّلام با مجالس ديگر تفاوت دارد، انسان بايد با احترام و لباس رسمى در آن مجلس بنشيند ... و ايشان براى استماع مصيبت جدّش امام حسين عليه السّلام لباس مخصوص و رسمى پوشيدند و آمادهى استماع ذكر و مصائب حضرت سيد الشهداء عليه السّلام شدند.»
مرجعيت
آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه از سال ١٣٥٥ ه. ق بعد از رحلت استادش آيت الله شيخ عبد الكريم حائرى يزدى و شايد پيش از آن به تدريس سطوح عالى و سپس به تدريس خارج فقه و اصول به طور جدّى اشتغال ورزيده، پس از رحلت آيت الله بروجردى يكى از كسانى بود كه به عنوان مرجع تقليد مطرح شدند. ايشان كموبيش در قم، تهران و شهرهاى ديگر و شايد بيشتر از همهجا در اصفهان مقلدانى پيدا كردند. وى سرپرستى حوزهى علميهى قم را همراه دو تن از ديگر مراجع قم به عهده گرفتند و پس از درگذشت هريك از مراجع نجف اشرف بر تعداد مقلدينشان افزوده گرديد تا اينكه بعد از رحلت امام خمينى قدّس سرّه و متعاقب آن فوت آيت الله العظمى خويى قدّس سرّه ايشان به مقام والايى در مرجعيت شيعيان جهان نائل گرديدند و جامعهى مدرسين حوزهى علميهى قم وى را با آيت الله اراكى به عنوان مرجع تقليد معرفى كردند، اما آنچه مسلم بود اينكه سهم ايشان در كمك به حوزههاى علميهى قم و خدمات علمى و فرهنگى نسبت به جوامع اسلامى بيشتر از ديگران بوده است و آثار خير به جاى مانده از اين مرجع بزرگ شيعه بسيار زياد بوده، زيرا معظم له در دورهى مرجعيت خود شرايط زمان، مكان و امكانات جامعه را در نظر مىگرفتند و نهايت احتياط را در ابراز فتاواى خود به كار مىبستند.[١]
[١]. محمد واعظزاده خراسانى، پيشين، صص ١٧٣- ١٨٢، با اندكى تصرف