زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٢٨ - آيت الله گلپايگانى و آزمونگيرى رژيم پهلوى از طلاب
براى نفوذ در حوزههاى علميه محسوب كرد. شيوهى نوين محمد رضا كه در قالب تأسيس مدارس و دانشكدههاى مذهبى، دولتى تحقق مىيافت، راهكارى براى ادامهى سياست كنترل حوزهى نفوذ روحانيت به شمار مىرفت. به همين جهت سياست آزمونگيرى را پيش كشيد تا بتواند از اين طريق همانند پدرش بر حوزه مسلط شود.
آيت الله گلپايگانى يكى از مخالفان اصلى طرح آزمونگيرى دولتى بود؛ زيرا مهمترين انگيزهى رژيم از اجراى اين طرح، ضربه زدن به نظام دينى و حوزهى علميه بود. ايشان در نامهاى خطاب به شاه و همچنين در بخشى از سخنان خود مخالفت خود را با طرح آزمونگيرى چنين بيان مىكنند:
«چنانچه مىبينيد اين حوزهى علميهى قم تا به حال محفوظ مانده و خواهد ماند، براى اينكه امام زمان (عج) نظر مخصوص به شاگردان خود دارد و هيچ عملى نمىتواند آن را از بين ببرد.»[١]
سخنان آيت الله گلپايگانى دقيقا در مورد عواقب و انگيزههاى اجراى طرح آزمونگيرى بيان شده است و ضمن آنكه نگرانىهاى ايشان را آشكار مىكند كوششهاى رژيم پهلوى را نيز بىفايده مىانگارد. اعلام رسمى آزمونگيرى آييننامه و برنامهى تحصيلى طلاب در دولت امير اسد الله علم در سال ١٣٤٢ به تصويب رسيد؛ اما مرحلهى اجرايى آن از سال ١٣٤٥ آغاز گرديد. رژيم پهلوى براى اجراى اين طرح، ابتدا كوشيد تا رضايت علما و مراجع قم را جلب كند. به همين جهت نامهاى را تنظيم و در مرداد ماه ١٣٤٥ از طرف دولت براى آيت الله گلپايگانى ارسال كرد. در اين نامه اجراى آزمون از طلاب توسط وزارت آموزش و پرورش به اطلاع ايشان مىرسد؛ اما آيت الله گلپايگانى با آن مخالفت نموده، صريحا اعلام مىكند كه لازم نيست دولت دست به چنين كارى بزند. وى تأكيد مىكند كه خودم اين آزمون را انجام مىدهم. ظاهرا پاسخهاى ايشان به اطلاع دولت نمىرسد؛ ازاينرو عصار- معاون نخست وزير- به ديدار ايشان در قم مىرود و برنامههاى دولت را به اطلاع آيت الله گلپايگانى مىرساند و از وى
[١]. عليرضا كريمى، پيشين، ص ٢٥