زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٦٧ - مقدمه
مقدمه
مواضع سياسى و مبارزهى روحانيت آگاه و انديشمندان اسلام در جهت رهايى ملل مستضعف اسلامى از زنجير ظلم و بيداد، استعمار و استبداد، همواره نقشى درخشان و تاريخساز ايفا كرده است. هرگاه دشمنان اسلام بر آن شدهاند تا با استعمار و استثمار ملت مسلمان، گاهى در راه تضعيف جوامع اسلامى و تضعيف اسلام بردارند، مراجع تقليد شيعه، علماى آگاه و هوشيار، گام در ميدان پيكار نهاده و پيشاپيش موج خروشان و طوفان خشمگين امت اسلامى به مبارزه با استعمار و استبداد رفتهاند.
در تاريخ مبارزات ملت مسلمان ايران عليه ظلم شاهان، آنجا كه مبارزه رنگ اسلامى داشته، هرگز از بركت عالمان دينى بىنصيب نبوده است. در طيف درخشان علما، نقش مراجع تقليد شيعه به گونهاى برجستهتر، تجلى يافته است. بازنگرى و بازشناسى و تجزيه و تحليل زندگى سياسى مراجع دينى، گذشته از تأثير شايستهاى كه در زندگى افراد، بخصوص شكلگيرى افكار و عقايد جوانان دارد، خود وظيفهاى است ملى و اسلامى، بويژه در اين برهه از زمان كه جوامع اسلامى نياز به راهنمايى و رهبرى عالمان دينى دارند. در همين راستا نقش آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه از آغاز حركت اسلامى ايران (١٣٤١ تا ١٣٥٧) و بعد از انقلاب، در مواضع سياسىاى كه برخاسته از روحيهى ظلم ستيزى ايشان، در دفاع از دين اسلام، ايجاد عدالت اجتماعى و برقرارى حكومت دينى بوده، حائز اهميت مىباشد. ايشان در دوران حيات رژيم پهلوى با عملكرد آن رژيم به مخالفت برخاسته و يكى از استوانههاى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى به شمار مىآمدند.