زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٢٦ - آيت الله گلپايگانى و آزمونگيرى رژيم پهلوى از طلاب
اجراى سياست مداخله در امور دينى پرداخت. در اين راستا سياست «آزمونگيرى از طلاب» را به مرحلهى اجرا گذاشت.
يكى از اهداف اين سياست اين بود كه دروس حوزه را تنظيم و نظارت خود را با تأسيس مؤسسات آموزشى- دينى بر روحانيان بيشتر كند. اين طرح در سال ١٣٤٥ به مرحلهى اجرا درآمد تا نظام حوزه را همانند دانشگاه تحت اختيار رژيم پهلوى قرار دهد؛ اما رژيم به خاطر مخالفت عالمان دينى- بخصوص آيت الله گلپايگانى كه نقش رهبرى مردم را در دوران تبعيد امام خمينى قدّس سرّه در حوزهى دينى به عهده داشتند- نتوانست طرح خود را اجرا كند و اين طرح به دليل مقاومت و ايستادگى حوزه ناكام ماند و هرگز نتوانست استقلا حوزه و نهاد روحانيت را مخدوش نمايد.
قبل از محمد رضا پهلوى، رضا خان از همه بيشتر درگير چنين مسائلى بوده است؛ زيرا وى در سال ١٣٠٤ ه. ش وقتى قدرت را به دست گرفت، به تدريج بر آن شد تا بنياد روحانيت، حوزه و مذهب را خراب كند. رضا شاه براى نيل به اين هدف مقرر نمود:
كليهى طلاب علوم دينى در آزمون دولتى شركت كنند تا از طريق آن گزينش شوند. وى با اين طرح مىخواست اولا كليهى طلاب را شناسايى كند و ثانيا برخى از آنان را به بهانهى عدم موفقيت در آزمون از ادامهى تحصيل در حوزه باز دارد و ثالثا بتواند از طريق اين طرح كنتزل بيشترى روى طلبهها داشته باشد.
پهلوى اول از سال ١٣٠٧ طرح آزمونگيرى از طلاب را به اجرا درآورد. اين سياست تقريبا همزمان بود با جريان كشف حجاب و متحد الشكل كردن لباسها. رضا شاه از اين طريق مىخواست هم روحانيت در جامعه متمايز از ديگران نباشد و همهى لباسها يك شكل باشد و هم تسلط بيشترى بر حوزهى قم داشته باشد؛ چون بيشترين مخالفتها با آمدن آيت الله حائرى به حوزهى علميهى قم از اين حوزه صورت مىگرفت. رژيم براى اينكه مخالفت آيت الله حائرى را نداشته باشد توسط وزارت معارف مؤسس حوزهى علميهى قم را از قصدش آگاه ساخت؛ اما آيت الله حائرى با آن مخالفت نمود و فرمود:
«تشكيل چنين مدرسه و تهيهى يك چنين طلاب علوم دينيه، البته بايد تحت نظر من (حائرى) و پروگرامى كه من مىدهم اداره شود. وزارت معارف نبايد مداخله در اين قسمت داشته باشد. خودم پروگرام آنها را تهيه و ممتحنين لازم