زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٢٧ - آيت الله گلپايگانى و آزمونگيرى رژيم پهلوى از طلاب
را انتخاب خواهم كرد ...»[١]
لازم به ذكر است كه آيت الله حائرى وقتى به قم آمدند از آيت الله گلپايگانى هم درخواست كردند كه به شهر قم هجرت كنند و ايشان هم در تمام مراحل زندگى دينى و سياسى، در كنار مؤسس حوزهى علميهى قم حضور داشتند.
محتواى سند بالا نشان از مخالفت آيت الله حائرى نسبت به طرح آزمونگيرى از طلاب دارد؛ اگرچه بعدها اين آزمونگيرى به خاطر اسبتبداد رضاخانى و براى حفظ نظام حوزه و مصالح دين تحت نظارت وزارت معارف قرار گرفت، ولى باز اين طرح با اجازهى ايشان انجام مىگرفت و طلاب نيز ناگزير در اين آزمون شركت مىكردند. دربارهى اين طرح، آيت الله گلپايگانى در يكى از جلسات درس خارج مىفرمايند:
«... در زمان مرحوم آقا شيخ عبد الكريم ... از طرف آموزش و پرورش خواستند امتحاناتى از طلاب به عمل آورند، آقاى شيخ عبد الكريم نيز قبول كرد.»[٢]
در كنار آزمون طلاب، آزمون مدرسان نيز برگزار مىشد كه از طريق آن اساتيد شايستهتر برگزيده شده، مجوز تدريس مىگرفتند و افرادى كه در آزمون موفق نمىشدند حق تدريس نداشتند.[٣]
به طور كلى طلاب در اين آزمونها شركت مىجستند تا اولا از سوى رژيم خلع لباس نگردند، ثانيا از اعزام به خدمت نظام وظيفه رهايى يابند و از همه مهمتر آنها تنها راه حفظ و ادامهى تحصيل و فعاليتهاى اجتماعى، مذهبى را در اين مىدانستند. بدين ترتيب طلاب و روحانيون در شرايط دشوارى قرار گرفتند. از يك سو نمىخواستند از لباس روحانيت جدا شوند و از سوى ديگر تحت فشار بودند كه يا در آزمون شركت نموده، مجوز لباس پوشيدن و تحصيل علوم دينى دريافت نمايند يا خلع لباس شده، مانند ساير مردم لباس متحد الشكل بپوشند. رژيم محمد رضا وقتى روى كار آمد بر ادامهى كار پدرش تأكيد نمود و آزمونگيرى از طلاب را به عنوان يكى از راههاى آسان
[١]. عليرضا كريمى، رژيم شاه و آزمونگيرى از طلاب، مركز اسناد انقلاب اسلامى، تهران ١٣٧٤، ص ١٢
[٢]. على رضا كريمى، پيشين، ص ١٣ و نيز ر. ك: اسناد مربوط به آزمونگيرى
[٣]. ر. ك: روزنامهى اطلاعات، سال ١٣٠٩، شمارهى ١٠٢٠ و ١٠٢١