زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٤٦ - مواضع آيت الله گلپايگانى قدس سره از ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
عدالت اجتماعى و برقرارى نظام اسلامى و اجراى احكام قرآن مجيد مىباشد و با حكومت نظامى و كشتار دستهجمعى و زندان و تبعيد از خواستههاى خود منصرف نمىشوند و به مبارزهى صحيح و منطقى خود ادامه مىدهند ...»[١]
پس از فاجعهى ١٧ شهريور، در حالى كه دارودستهى اويسى، آزمون و ثابتى در صدد بودند نهضت را به مقابلهى مسلحانه بكشانند، آيت الله گلپايگانى قدّس سّره با صدور اعلاميههاى مختلف در كنار رهبر انقلاب امام خمينى قدّس سرّه از اين امر اجتناب كرد و به جاى آن ستون فقرات و اركان اقتصادى رژيم را هدف قرار داد. اولين موج اعتصاب دو روز پس از جمعهى سياه در پالايشگاه تهران آغاز شد و در كمتر از دو هفته به پالايشگاه عظيم آبادان رسيد و در نهايت موج اعتصابات، سراسر كشور را فرا گرفت و حتى به ارتش نيز كشيده شد.[٢]
آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در پاسخ به نامهى كارگران و كارمندان صنعت نفت جنوب ايران مىفرمايند:
«رشد و آگاهى اجتماعى و اسلامى كاركنان شرافتمند و مسلمان صنعتنفت مورد تقدير است. متأسفانه حكومت به جاى تنازل در برابر خواستهاى مشروع ايشان و عموم ملت، مىخواهد با شدت عمل، اعتصابكنندگان را مجبور به شكستن اعتصاب نمايد ... بنابراين در شرايط فعلى ... جلوگيرى از ارسال نفت براى اسراييل و كشورهايى كه با جنبش اسلامى ايران ضديّت مىورزند و حكومت استبدادى آن را تأييد مىنمايند. به وسيلهى اعتصاب و امتناع از استخراج نفت زايد بر مصرف داخلى، عمل به وظيفه و تكليف شرعى است ...»[٣]
در مهر ماه سال ٥٧، سالگرد شهادت حاج آقا مصطفى خمينى و چهلم شهداى جمعهى سياه و فوت فرزند آيت الله گلپايگانى در جريان فاجعهى زلزلهى طبس، كشور
[١]. همان، ص ٥١٣
[٢]. ر. ك: سيروس پرهام، انقلاب اسلامى و مبانى رهبرى امام خمينى قدّس سرّه، امير كبير، تهران ١٣٥٧، صص ٥١- ٥٢ با اندكى تصرف
[٣]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، پيشين، صص ٦٢١- ٦٢٣