زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٩٥ - آيت الله گلپايگانى قدس سره، انقلاب سفيد و پيامدهاى آن
«... آيا در مملكتى كه اكثريت قريب به اتفاق زنهاى آن با شركت در انتخابات مخالفند و هنوز به مردها عملا حق شركت در انتخابات آزاد داده نشده، دادن چنين حقّى به زور و ارعاب به آنها، يادگار اعصار توحش حكومتهاى فردى و توهين به جامعهى زنان نيست؟ ...»[١] «... اگر مقصود ترويج فحشا و منكر نيست چرا زنها را عملا ترغيب مىكنند كه با بدنهاى نيمهعريان در نظر مسلمان و غير مسلمان ظاهر شوند ...»[٢]
در ادامهى همان اعلاميه نسبت به زيرپا گذاشتن عادات و سنن اسلامى و عفت و اخلاق فاضله در جامعه اعتراض نموده، وضعيت حاكم را مورد نكوهش قرار مىدهند:
«چرا زنها و جوانان را به فحشا و منكرات سوق مىدهند؟ ... چرا عادات و سنن اسلامى و عفت و اخلاق فاضله را زيرپا مىگذارند؟ اين كارها با اصلاحات و بهتر كردن وضع زندگى مردم و پيشرفتهاى اقتصادى و صنعتى و فلاحتى چه ارتباط دارد؟ كدام مملكت با شيوع فحشا و منكر ترقى كرده است ... افكار و اذهان جوانان را به جاى متوجه ساختن به علم و صنعت با اين مناظر منحرف مىنمايند .... با اين وضع هر روز دامنهى فساد و فقر عمومى توسعه مىيابد ...»[٣]
آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه، انقلاب سفيد و پيامدهاى آن
چنانكه بيان شد، لايحهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى با مخالفت و مقاومت پيگير و قاطع امام خمينى قدّس سرّه، آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه و ديگر مراجع روبهرو، و سرانجام از سوى هيأت وزيران رسما ملغى شد؛ سپس شاه تصور كرد كه اگر خود مجرى چنين رفورمهايى شود با مخالفت جديد مواجه نشده و اقداماتش با موفقيت همراه خواهد بود. آنچه شاه را واداشت تا مسئوليت رفورمها را بر عهده گيرد، تعهدى بود كه در قبال تعويض و بركنارى على امينى به آمريكا سپرده بود. در واقع رفورمهاى مذكور كه پيش از اين در
[١]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، پيشين، ص ١١٧
[٢]. همان، ص ١١٥
[٣]. همان