زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٤٢ - مواضع آيت الله گلپايگانى قدس سره از ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
دى ماه قم درسهاى حوزههاى علميهى ايران را به عنوان ابراز تنفر از رژيم پهلوى تعطيل نمودند و متعاقب آن مردم تبريز براى محكوم كردن اعمال رژيم در كشتار طلاب و مردم قم به پا خاستند و كنترل شهر را تا مدتى از دست مأموران رژيم خارج كردند.
مردم با به آتش كشيدن سينماها، مشروبفروشىها و مقرّ حزب رستاخيز، خشم خود را نسبت به رژيم بروز دادند و سرانجام ارتش با كاميونهاى سرباز و تانكهاى خود، صحنهاى خونين به وجود آورده، دهها نفر را به شهادت رساند.[١] آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در نامهاى به علماى تبريز، حوادث فجيع تبريز و قتل و جرح عدهى كثيرى از مردم بىدفاع را محكوم نموده، چنين مىنويسد:
«... حمايت و پشتيبانى اهالى محترم آذربايجان و ساير شهرستانها از احكام و شعائر الهى و حوزهى علميهى قم، علائق استوار و ناسستنى قاطبهى ملت مسلمان ايران را با اسلام بيش از پيش آشكار ساخت و به دنيا ثابت نمود كه نقشهها و تلاشهاى استعمارگران و خيانتكاران براى محو آثار اسلام نقش بر آب بوده ... حادثهى تبريز را تاريخ در شمار حركتهاى مسلمانان، براى دفاع از اسلام ثبت مىنمايد ... ديگر نمىتوان مردم را با برنامههاى مرتجعانه و حقارتبخش دو هزار و پانصد سال پيش انقاع نمود ... دوران حكومت فردى و استبدادى به پايان رسيده ...»[٢]
در ادامه، حوادث قم و تبريز را نشانهى به حق بودن مردم ايران و تأسى آنها به ائمهى اطهار عليهم السّلام در ظلمستيزى مىدانند. ايشان به مناسبت چهلمين روز شهداى تبريز در اعلاميهاى حادثهى خونين قم و تبريز را تسليت گفته، مىفرمايند:
«... تاريخ فراموش نمىكند [- فاجعهى قم و تبريز را-] و پروندهى آن مورد رسيدگى نسلهاى آينده قرار مىگيرد و درس عبرتى براى آنان خواهد بود.
واقعهى تبريز سند عينى و زندهى درك و شعور و همبستگى ملت مسلمان با علماى اعلام و انزجار و تنفر از استكبار و استبداد است.»[٣]
[١]. ر. ك: جلال الدين مدنى، پيشين، ص ٤١٠
[٢]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، پيشين، صص ٤٣١- ٤٣٢
[٣]. همان، ص ٤٤٨