زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٨٨ - آيت الله گلپايگانى قدس سره و اصلاحات ارضى
مجلس، برنامههايى را به اجرا گذارد و موقتا بحران را از نقطهى اوج فرو نشاند و وعدههاى بسيارى به مردم بدهد. امينى طرح اصلاحات ارضى آمريكا را هم به اجرا گذاشت. رژيم شاه براى اينكه «اصلاحات» نمايشى و غيرقانونى خود را مردمى، قانونى و اسلامى بنماياند، نخست تلاش داشت كه از جايگاه و پايگاه علماى اسلامى در ميان تودهها، در راه عوامفريبى و آرايش سيماى سياه و كريه شاه بهرهبردارى كند و اصلاحات ارضى شاهانه را به گونهاى به امضاى مراجع اسلام برساند.[١] ازاينرو شاه و ارسنجانى- وزير كشاورزى دولت غير قانونى علم- با مخابرهى تلگرافهاى تبريكى به مناسبت عيد سعيد فطر سال ١٣٤١ ه. ش به علماى قم و نجف، از موافقت آنان با اصلاحات ارضى سپاسگزارى كردند و بر آن بودند كه با اين شگرد شيطانى، مراجع و علماى اسلام را پشتيبان شاه و كاركردهاى او نشان دهند؛ ليكن علماى قم و نجف با پاسخ منفى به اين خواسته، بار ديگر توطئهى شاه را خنثى كردند.[٢]
آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه با توجه به شناختى كه از ماهيت و عملكرد رژيم پهلوى داشتند، به درستى مىدانستند كه رژيم پهلوى با اين اصلاحات به دنبال ضربه زدن به دين اسلام و مردم مسلمان ايران است.
بنابراين علماى اسلام با اصلاحات ارضىاى كه طبق موازين اسلام انجام پذيرد مخالفت نداشتند، ليكن هرگونه قانونگذارى و اجراق قانون از سوى رژيم شاه را غير قانونى و خلاف مصالح اسلام و منافع امت مىدانستند. اولى عكس العمل آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در دوران مرجعيت، مخالفتى بود كه ايشان به اعمال غير اسلامى دولت امينى در رابطه با پيام تبريك دكتر ارسنجانى- وزير كشاورزى وقت- به مناسبت عيد سعيد فطر نشان دادند. ارسنجانى در پيام تبريك خود چنين نوشته بودند:
«با توجهى كه حضرات آقايان علماى دين به حفظ حقوق عامهى مسلمين در اجراى عدالت اسلامى و زميندار شدن زارعين مبذول فرمودهاند، صميمانه سپاسگزارم و توجهات حضرت مستطاب عالى را در حفظ اصول و فروع
[١]. ر. ك: جلال الدين مدنى، تاريخ سياسى معاصر ايران، ج ١، دفتر انتشارات اسلام، قم ١٣٧٢، ص ٣٧٣
[٢]. ر. ك: مركز اسناد انقلاب اسلامى، پيشين، ص ١٩