زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٩٠ - آيت الله گلپايگانى قدس سره و مصوبهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى
قم نزديك شود؛ به همين منظور به قم رفت و با مراجع ديدار نمود. به رغم مخالفت آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه و ديگر مراجع به هر ترتيبى كه بود اصلاحات ارضى در بيستم دى ماه ١٣٤٠ تصويب شد تا در صورت مخالفت احتمالى مراجع، آنان را مخالفت با اصلاحات ارضى و طرفدار زمينداران معرفى كند. شاه كه از افزايش قدرت امينى بويژه به دليل اعتماد كامل آمريكا به او نگران بود، در سفرى به آمريكا به دولتمردان آن كشور قول داد كه حاضر است خودش اصلاحات را انجام دهد. بدين ترتيب امينى در ٢٧ تير ماه ١٣٤١ استعفا داد و اسد الله علم به جانشينى وى نشست.[١] علم تحصيلات عاليه نداشت و در ميان مردم و مخالفان سياسى چهرهى بدنامى بود؛ با وجود اين، نفوذ بىنظيرى در امور كشور داشت و از نزديكترين و مورد اعتمادترين دوستان شاه به شمار مىرفت. او كه مأمور اجراى رفورمها شده بود در ١٦ مهر ماه ١٣٤١ لايحهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى را به تصويب رساند.[٢] به موجب اين لايحه، واژهى اسلام از شرايط انتخابكنندگان و انتخابشوندگان حذف شده بود. انتخابشوندگان نيز به جاى اينكه مراسم تحليف را با قرآن به جاى آورند، از اين پس اين كار را با «كتاب آسمانى» انجام مىدادند؛ افزون بر اين در مصوبه، به زنان نيز حق رأى داده شده بود. مراجع قم از جمله آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه بلا فاصله در منزل حاج شيخ مرتضى حائرى فرزند آيت الله شيخ عبد الكريم حائرى بنيانگذار حوزهى علميهى قم، گرد هم مىآيند و دربارهى اين لايحه به مشورت و تصميمگيرى مىپردازند. در اين جلسه اهداف دولت را برشمرده، نسبت به تصويب چنين لايحهاى اعلام خطر مىكنند، در پايان جلسه نيز تصميمات زير گرفته مىشود:[٣]
١) طى لگرافى به شاه، مخالفت مراجع و علما را با لايحه، اعلام داشته و لغو فورى آن درخواست شود.
٢) علماى تهران و شهرستانها را از طريق نامه و پيغام در جريان امر قرار داده و از ايشان براى آگاه كردن مردم و مقابله با دولت دعوت شود.
[١]. ر. ك: جمعى از مؤلفان، پيشين، ص ٧٣
[٢]. ر. ك: جلال الدين مدنى، پيشين، ص ٣٧٥ و نيز سيد حميد روحانى، پيشين، ص ١٢٧
[٣]. ر. ك: جمعى از مؤلفان، پيشين، ص ٧٤