زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٤٤ - مواضع آيت الله گلپايگانى قدس سره از ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
ايادى اشرار و اجانب مىشوند.
در ٢٧ مرداد ماه ٥٧ شاه در سخنرانى تلويزيونى خود با اين ادعا كه مىخواهد ايران را به «تمدن بزرگ» هدايت كند، خشونت انقلابى مردم را محكوم و خواستار همراهى آنها با خود شد. روز ٢٨ مرداد ماه رژيم براى مخدوش كردن چهرهى انقلابيان، طرح آتش زدن سينما ركس آبادان را اجرا كرد. حدود ٧٠٠ نفر را در آتش سوزاند و با تبليغات گسترده كوشيد مردم انقلابى را مسئول اين فاجعه معرفى كند. اين تدبير نتيجهاى پيشبينى نشده داشت و سبب ورود بيش از پيش مردم، بويژه خوزستانىها به ميدان مبارزه گرديد.[١]
فاجعهى سينما ركس آبادان و تظاهرات ميليونى مردم در دوم شهريور ماه ١٣٥٧- مصادف با ٢١ رمضان- مردم را براى حضور در عرصهى مبارزه با رژيم آمادهتر ساخت.
عيد سعيد فطر با نماز عيد فراگير و با شكوه و اعتراض گستردهى مردم انقلابى در بسيارى از شهرها همراه بود. پس از عيد فطر- ١٣ شهريور ماه ٥٧- نيز راهپيمايىهاى اعتراضآميز در كشور ادامه يافت. در اين زمان دولت «آشتى ملى» شريف امامى زمام امور را در دست داشت. آقاى جهرمى مىگويند:
«موقعى كه شريف امامى روى كار آمده بود، شخص محترمى نزد آيت الله گلپايگانى قدّس سّره آمدند و خواهش نمودند كه آقا اجازه دهند شريف امامى به حضورشان بيايد و پيرامون امور جاريه صحبت بكنند، ولى ايشان فرموده بودند: اگر مىدانستم براى اين منظور آمدهاى تو را هم راه نمىدادم.»[٢]
دولت شريف امامى با اعلام حكومت نظامى در تهران و تعدادى از شهرها و به خاك و خون كشيدن مردم در ١٧ شهريور كه جمعهى سياه خوانده شد، چهرهى واقعى خود را نشان داد. كارتر رييس جمهور وقت آمريكا، كشتار ١٧ شهريور را تأييد كرد. آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در تلگرامى به دولت وقت در همان روز فاجعه، چنين اظهار مىكنند:
«اخبار موحشه از كشتار و قتلعام مسلمانان در تهران مىرسد. حقير به
[١]. جمعى از مؤلفان، پيشين، ص ٩١
[٢]. على كريمى جهرمى، پيشين، ص ١٢٤