زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٣ - دوران كودكى
نقل مىكنند، ايشان سخت پاىبند به آداب و معاشرت اسلامى بودهاند. آيت الله كريمى جهرمى مىنويسد: «يكى از دوستان كه سيدى روحانى است براى اينجانب چنين بيان مىكرد كه مدتى پيش، پيرمردى از گلپايگان به قم آمده بود و او راجع به آيت الله گلپايگانى چنين اظهار مىداشت:
«ايامى كه ايشان به مكتب مىرفتند و پدر را نيز از دست داده بودند، چنان بودند كه شاگردان مكتب هنگام ظهر ناهار و نانشان را روى هم مىريختند و يكجا با هم مىخوردند، ليكن ايشان هميشه جداگانه غذاى خود را مىخورد و هرچه اصرار مىكردند كه ايشان هم با آنان باشد، نمىپذيرفتند و مىگفتند: شايد پدرهاى آنان راضى نباشند؛ روزى بچهها نان و غذاى وى را برداشتند كه ايشان از اين طريق مجبور شود با آنها غذا بخورد و ايشان آن روز غذا نخوردند.»[١]
به نظر مىرسد كه عمل ايشان در دوران كودكى نشان از كمال و ترقى انسانى و رعايت تقوا و پرهيز از لقمههاى شبههناك و همچنين مراعات حقوق ديگران مىباشد. يكى از دوستان ايشان از دوران كودكى معظم له، چنين نقل كرده است:
«در سنين كودكى با هم به مكتب مىرفتيم، من براى كوتاه شدن راه از ميان كشتزارها مىگذشتن، و هرچه به ايشان اصرار مىكردم كه شما هم به دنبال من بياييد او نمىپذيرفت و مىگفت: شايد صاحبان آنها راضى نباشند ما از مزرعهى آنها عبور كنيم؛ من مىگفتم: اولا ما وزنى نداريم كه بخواهيم كشت آنها را پايمال كنيم و ثانيا ما از جاهاى خشك مىگذريم؛ اما ايشان قبول نمىكردند و لذا ديرتر از من به مكتب مىرسيد و مورد اعتراض معلم قرار مىگرفت و او هم علت اصلى دير آمدن خود را نمىگفت.»[٢]
همهى اين مطالب نشان از روح بلند ايشان دارد و اين معنا را تفهيم مىكند كه عامل اصلى پيروزىهاى انسان در زندگى اجتماعى، مربوط به قدرت روحى انسان است. در حقيقت اين قدرت روحى انسان است كه عامل ترقّى و تعالى وى مىباشد. افراد ممتاز
[١]. على كريمى جهرمى، پيشين، صص ١٦- ١٧
[٢]. ناصر الدين انصارى قمى، پيشين، صص ١٩- ٢٠