زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٤٨ - مواضع آيت الله گلپايگانى قدس سره از ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
براى طرد استعمار و استبداد، تمام قشرهاى مملكت را فرا گرفته است، مقابله با آن با نيروهاى مسلح و كشتار صغير و كبير، مملكت را از بحران و ناآرامىها نجات نخواهد داد و مردم به چيزى غير از پايان يافتن حكومت استبداد و تأمين آزادى و عدالت اجتماعى در سايهى برقرارى نظام اسلامى، راضى نخواهند شد ...»[١]
دربارهى انتشار اين اعلاميه گفته شده، پهش متن تلگرام ايشان در آن شرايط خفقانآور و تسلط رعب و وحشت و حكومت مسلسل و گلوله، اعجاب همگان را برانگيخت و شور و شوق خلقى را كه نيازمند تقويت روحى بيشتر، از طرف روحانيون و راهگشايى مراجع تقليد بودند، دوصد چندان نمود و با وجود مقررات شديد منع عبور و مرور شبانه در فرصتى كوتاه، اعلاميه بر سر هر كوىوبرزن نصب گرديد و مردم براى به دست آوردن نسخههاى آن بىتابى مىكردند. در رابطه با اين اعلاميه نگارنده در ملاقاتى كه با حجة الاسلام و المسلمين سيد محمد باقر گلپايگانى- فرزند آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه- داشتم، از ايشان شنيدم كه حاج احمد آقا فرزند امام خمينى قدّس سرّه در تماس تلفنى گفتند، امام خمينى قدّس سرّه اين اعلاميه را بالاى سرشان نصب كردهاند و فرمودهاند: «از طرف من چندين مرتبه دست آيت الله گلپايگانى را ببوسيد.»
همزمان با عدم توفيق دولت ازهارى، آمريكايىها ژنرال رابرت هايزر را در ١٣ دى ماه ١٣٥٧ به ايران فرستادند تا رژيم شاه را از فروپاشى نجات بخشد. پس از ورود او، شاپور بختيار كه چهرهاى به ظاهر ملى داشت به نخستوزيرى منصوب شد. او نيز همانند دولتهاى پيشين به جنايت و خونريزى پرداخت. آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در تاريخ ٨ دى ماه ٥٧ در اعلاميهاى خواستهى ملت را از مبارزه، پايان حكومت پهلوى دانسته، چنين مىنويسند:
«... ملاحظه مىفرماييد مملكت در تمام سطوح خود، در حال تعطيل و اعتصاب است. حوزههاى علميه، دانشگاهها، مدارس، بازار، كارخانجات، مؤسسات ملى و دولتى از قبيل فرهنگ، خصوصا شركت نفت همه دست از كار
[١]. همان، صص ٥٧٣- ٥٧٤