زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١١٩ - آيت الله گلپايگانى و مسئلهى كتاب شهيد جاويد
عامهى مردم مورد بحث و جدال قرار گرفت. تقريظ آيت الله منتظرى و آيت الله مشكينى به منزلهى صحهگذارى بر مطالب اين كتاب تلقى گرديد. در اين رابطه در اسناد ساواك چنين آمده است:
«تبليغات حاد در رد كتاب «شهيد جاويد» به وسيلهى وعاظ به صورتى درآمده كه احتمال اصطكاك و بيم زدوخورد بين طرفداران خمينى به حمايت از صالحى- نويسندهى كتاب- و مشكينى و منتظرى- تقريظنويسان- و جناح مخالف كتاب مىرود كه از محصول اين اختلافات مىتوان نسبت به تضعيف گلپايگانى كه بيش از ديگران موجبات جنجال را فراهم مىنمايد، اقدام نمود.»[١]
آنچه «شهيد جاويد» را از آثار شيعه در اين زمينه متمايز مىسازد، روش كمابيش برگرفته از فكر خاص نويسنده نسبت به وقايع كربلا مىباشد؛ و ديگر اينكه به شيوهى جدال سياسى نوشته شده است، ولى نويسنده در تلاش است كه بحثها و احتجاجات را با تكيه بر تحليل انتقادى بعضى منابع معتبر و رسمى قديمى مطرح سازد.
در واقع فحواى همهى بحثها و دلايل نويسندهى كتاب «شهيد جاويد» اين است كه درك درست تاريخ شيعه فقط وقتى ميسر است كه گرد و غبار جزم و جمودهايى كه بر سر آن نشسته از طريق ارزيابى مجدد، پيراسته شود. حال تا چه اندازه نويسنده در بيان مطالب خود توانسته به هدفش برسد، جاى پرسش دارد. بدينسان با بسيارى از روايات و حكايات مأنوس در مىافتد و آنها را محك مىزند و به اين نتيجه مىرسد كه حكايات رايج دربارهى امام حسين (ع) غير قابل اعتماد مىباشد. برداشت بىقيد و بند صالحى نجفآبادى از منابع تاريخى و نظر قطعى او مبنى بر اينكه هر امر جزيى و ماجراى فرعى را كه مربوط به واقعهى كربلا است به محك «مجراى كارهاى عقلانى و مجارى طبيعى»[٢] امور بزند؛ معلوم مىشود كه مراد نويسنده از اين عبارات، پرداختن به سررشتههاى عقلانى و منطقى تحقيق است و تا آنجا پيش مىرود كه اين سررشته، او را در زدودن لفافهى رازها از اطراف اين واقعه و پيراستن آن از روايات و توصيفهاى
[١]. ر. ك: اسناد مربوط به مسئلهى شهيد جاويد
[٢]. نعمت الله صالحى نجفآبادى، شهيد جاويد، بىنا، تهران ١٣٤٩، صص ١٢، ٨٩، ٩١- ٩٣