زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٢٠ - آيت الله گلپايگانى و مسئلهى كتاب شهيد جاويد
فوق طبيعى و رمانتيك و اغراقآميز، مدد مىرسانند. از آنها استفاده مىكند، ولى از مسئلهى غيبت و معجزه كه از صفات ممتاز ائمه (ع) است غافل مىشود. به همين علت است كه آيت الله صافى گلپايگانى در رد اين كتاب، كتاب «شهيد آگاه» را نوشتند و حاصل آن اين است كه امام حسين (ع) هيچگونه اميدى به پيروزى نداشتهاند، بلكه مىدانستهاند در كربلا شهيد مىشوند و به همين منظور حركت كردند. اين اختلافات در آن موقعيت حساس از زمان اين اجازه را به نيروهاى امنيتى رژيم مىدهد تا از فرصت پيش آمده درست استفاده كنند. لذا در سندى از ساواك با اشاره به اين اختلافات، چنين آمده:
«احتمال بروز وقايعى كه آن ساواك [در قم] پيشبينى نمود بعيد به نظر مىرسد و به فرض آن بين دو جناح موجود درگيرى ايجاد شود به مصلحت است كه بدوا دستگاههاى انتظامى محل دخالت ننمايند و حتى به اختلافات موجود دامن زده تا بتوان بهرهبردارى لازم را نموده.»[١]
و در جايى ديگر از شدت درگيرى و بهرهبردارى ساواك آمده:
«طلاب طرفدار كتاب «شهيد جاويد» و پيروان خمينى و شيخ حسينعلى منتظرى قبل از ماه محرم به منزل آيت الله گلپايگانى حملهور شدند و قصد كشتن وى را داشتهاند به طورى كه مشار اليه در منزل خود در حضور اجتماع طلاب فرياد برآورده است كه مرا راحت بگذاريد و اگر قصد كشتن مرا داريد من در اختيار شما هستم.»[٢]
اختلافات شديد موقعى شروع مىشود كه آيت الله گلپايگانى در حضور طلاب كه حدودا يكصد نفر بودهاند مىفرمايند:
«صالحى چند سال قبل كتاب را آورد نزد من و اجازهى چاپ خواست. من با دقت خواندم. ديدم صلاح نيست و اجازه ندادم. صالحى گفت: اگر آقاى صافى گفت چاپ نكن چاپ نمىكنم. ايشان هم مطالعه كرد و صلاح ندانست؛ ولى
[١]. ر. ك: اسناد مربوط به مسئله شهيد جاويد
[٢]. همان