زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١١٨ - آيت الله گلپايگانى و مسئلهى كتاب شهيد جاويد
سليقههاى شخصى، جناحى و سياسى، ولى مبتنى بر پژوهش و تحقيقات نظرى كه در چارچوب اهداف اديان الهى و برخاسته از ميدان پژوهش مىباشد.
در شرايطى كه اختلافات و فرقهگرايى و دينستيزى ناشى از قدرتطلبى، استبداد، تعصب و كينه است و برداشتهاى غير محققانه و غير متخصصانه مانع ديدن حقايق مىشود و دشمنان با استفاده از مطالب صاحبان قلم در حوزه و بعضا كسانى كه فقط از آيات و روايات برداشت سطحى و شخصى دارند، دست به انحراف مىزنند، مىتوان با فراهم آوردن فضاى علمى مطلوب به طور آزاد و عادلانه اين اختلافات را نابود يا لااقل كاهش داد و با تقويت ديدگاههاى علمى از طريق بحثهاى كارشناسى نه سليقگى، بهترين جايگاه را براى حلوفصل اختلافات و مشكلات ايجاد كرد و براى جلوگيرى از سوء استفادهى دشمنان- دشمنانى كه مترصد هستند از اختلاف پيش آمده نتيجهى مطلوب را بگيرند- زمينهى محبت و انس و اخوت دينى را فراهم ساخت.
متأسفانه در سال ١٣٤٧ چنين اختلافى بر اثر انتشار كتاب «شهيد جاويد» ميان طرفداران نظام اسلامى صورت گرفت. رژيم پهلوى بدون آنكه نيروهاى دلسوز انقلاب متوجه باشند، از آن به نفع خود بهره بردند؛ ازاينرو دانشمندان اسلامى در چنين مواردى بايد به كمك عقل به تأسيس قاعدهى رعايت «اهم و مهم» پرداخته، مصلحت كمتر را فداى مصلحت بيشتر و بزرگتر بنمايند، زيرا اين قاعده بسيارى از مشكلات را كه به نظر بعضى افراد قابل حل نيست، حل مىكند.
از ميان كارهاى منتشر شده، كتاب «شهيد جاويد» نوشتهى آقاى نعمت الله صالحى نجفآبادى است. با اينكه اين كتاب با عدم رضايت آيت الله گلپايگانى و آيت الله صافى گلپايگانى چاپ شد، پس از انتشارش در سال ١٣٤٧ بلا فاصله بحث و مناقشهى داغ در محافل دينى واقع شد و باعث درگيرى طرفداران امام خمينى قدّس سرّه و آيت الله گلپايگانى در مقطعى از تاريخ انقلاب شد؛ ولى نظر روشنفكران و قلمزنان غيردينى را جلب نكرد. اين واقعيت خود نمايانگر شقاق و دو دستگى در حيات فرهنگى ايران در آن زمان است؛ ولى به دنبال غوغايى كه در سالهاى بعد به سبب قتل شخصيتى دينى در اصفهان به نام آيت الله شمسآبادى درگرفت (گفته مىشد كه قاتلان ادعا كردهاند از طرفداران نويسندهى كتاب «شهيد جاويد» هستند) اين كتاب به ميزان زيادى در انظار