غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٥٤ - آيا كشته شدن در راه خدا سعادت است يا هلاكت؟
كه به ميدان جنگ براى جنگيدن حركت كنيد، بنا بر اين، اين آيه در مورد هلاكت آن مردى نازل نشده كه قهرمانانه به دشمن حمله مىكند و سپاه اسلام را براى جنگ تحريك مىنمايد و عملا اعلام مىدارد كه مانند من دست به يورش بزنيد، آن مردى كه در پرتو جهاد در راه خدا به اميد پاداش آخرت، خواهان مقام شهادت است.[١] ما در مقدّمه كتاب گفتيم كه اولياى خدا براى اعلاى كلمه حقّ از جهاد در راه خدا لذّت مىبرند، و آن را با عشق و شور استقبال مىنمايند، و بعد نيز در اين باره سخن خواهيم گفت.
[١]. در اينجا مناسب است نظر شما را به يكى از داستانهاى مثنوى در رابطه با« آيه هلاكت» جلب كنم: مولانا در اشعار خود مىگويد: حضرت حمزه عموى پيامبر اسلام٦ در سنين جوانى در جنگها با پوشيدن زره به جنگ مىرفت، ولى در آخر عمر و بعد از پذيرش اسلام، بدون زره به جنگ مىرفت، از او پرسيدند:« چرا اكنون كه پيرشدهاى زره نمىپوشى و خود را به هلاكت مىافكنى؟» حمزه چنين پاسخ داد:
\sُ گفت حمزه چون كه بودم من جوان\z مرگ مىديدم وداع اين جهان\z ليك از نور محمّد٦ من كنون\z نيستم اين شهر فانى را زبون\z آنكه مردن پيش چشمش« تهلكه» است\z امر« لا تلقوا» بگيرد او به دست\z وانكه مردن پيش او شد فتح باب\z« سارعوا» آيد مر او را در خطاب\z الحذر اى مرگبينان بارعوا\z العجل اى حشربينان سارعوا\z الصّلا اى لطفبينان افرحوا\z البلا اى قهربينان اترحوا\z\E در شعر چهارم جمله« سارعوا» اشاره به آيه ١٣٣ آل عمران: وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ،( بشتابيد به سوى آمرزش پروردگارتان) مىباشد. معنى مصرع اوّل شعر پنجم اين است: آنان كه مرگ را فنا مىدانند بايد بترسند، آرى بترسيد. معنى شعر ششم اين است:
هان اى رادمردانى كه لطف الهى را مىنگريد شادمان گرديد، و هان اى تبهكاران كوتهبين و اى بينندگان قهر الهى اندوهگين شويد.»( ديوان مثنوى به خط ميرخانى، ص ٢٨٨)( مترجم).