غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٩٩ - شهادت قهرمانانه قيس، سفير امام حسين
وقتى كه قيس نزديك كوفه رسيد، حصين بن نمير (كه رئيس دژخيمان جلّاد ابن زياد) و از نزديكان او بود، قيس را در مسير راه دستگير كرد تا به تفتيش او بپردازد، قيس بيدرنگ نامه امام حسين ٧ را بيرون آورد و پاره پاره كرد، حصين او را در كوفه نزد ابن زياد برد، بين او و ابن زياد گفتگوى زير رخ داد:
ابن زياد: تو كيستى؟
قيس: من مردى از شيعيان امير المؤمنان على بن ابى طالب ٧ و از شيعيان پسرش هستم.
ابن زياد: چرا نامه را پاره پاره كردى؟
قيس: براى اينكه ندانى در آن چه نوشته شده است.
ابن زياد: نامه را چه كسى فرستاده و براى چه كسى فرستاده است؟
قيس: براى اين كه ندانى در آن چه نوشته شده است.
ابن زياد: نامه را چه كسى فرستاده و براى چه كسى فرستاده است؟
قيس: نامه از طرف حسين بن على ٧ به سوى جماعتى از اهالى كوفه است كه نام آنها را نمىدانم.
ابن زياد بسيار خشمگين شد و گفت: «سوگند به خدا از من جدا نگردى تا نامهاى آنها را كه حسين برايشان نامه نوشته به من خبر دهى، يا اينكه بر فراز منبر بروى و حسين و پدرانش و برادرش را لعنت كنى، و گر نه تو را قطعه قطعه مىكنم.» قيس: امّا گروهى كه امام حسين ٧ برايشان نامه نوشته، نامهاى آنها را نمىدانم امّا در مورد رفتن بالاى منبر و لعن كردن آنها مانعى ندارد.