غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٩ - بازتاب خطبه امام سجاد
بازتاب خطبه امام سجّاد ٧ و پاسخ او به گفتار كوفيان
خطبه حضرت سجّاد ٧ موجب شد كه از هر سو صداها بلند گرديد، گروهى به گروه ديگر مىگفتند: «هلاك شديد و نفهميديد.» آنگاه امام سجّاد ٧ فرمود: «خدا رحمت كند كسى را كه نصيحت مرا بپذيرد، و وصيّت مرا به خاطر خدا و رسول خدا ٦ و خاندانش نگهدارد، چرا كه بر ما لازم است پيروى نيكى از رسول خدا ٦ نماييم.» در اين هنگام همه حاضران گفتند: «اى فرزند رسول خدا! همه ما شنوا و فرمانبردار شما هستيم، پيمان تو را حفظ كنيم، و دل به تو بنديم و از تو جدا نشويم، به ما فرمان بده كه مطيع فرمان توئيم، جنگ كنيم با هر كه با تو بجنگد، صلح كنيم با هر كه با تو صلح كند، و از يزيد (لعنه اللَّه) قصاص نماييم، و از كسانى كه به تو و ما ستم كردند، بيزارى جوييم.» امام سجّاد ٧ به آنها رو كرد و فرمود:
هيهات هيهات ايّها الغدرة المكرة، حيل بينكم و بين شهوات انفسكم، أ تريدون ان تأتوا الىّ كما اتيتم الى ابى من قبل؟! كلّا و ربّ الرّاقصات، فانّ الجرح لما يندمل ...،
هيهات و هرگز!! اى فريبكاران دغلباز كه به خواستههاى دل نخواهيد رسيد، آيا مىخواهيد همان گونه مرا يارى كنيد كه پدر مرا يارى كرديد؟ هرگز چنين نخواهد شد، سوگند به پروردگار شترانى كه حاجيان را به منى و عرفات مىبرند، هنوز زخمها التيام نيافته است پدرم همراه يارانش ديروز كشته شدهاند، و هنوز داغ رسول خدا ٦ فراموش نشده است و داغهاى پدر و فرزندان پدر و جدّم، موى رخسارم را سفيد كرده و تلخى آن در بين حلقوم و حنجرهام