غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٩ - جانبازى و شهادت على اكبر
گونه على اكبر نهاد.» آنگاه فرمود:
قتل اللَّه قوما قتلوك، ما اجرأهم على اللَّه، و على انتهاك حرمة رسول اللَّه ٦ على الدّنيا بعدك العفا
، خدا بكشد آن مردمى كه تو را كشتند، چقدر آنها بر خدا و هتك حرمت رسول خدا ٦، گستاخى نمودند، بعد از تو خاك بر سر دنيا.
|
[شربتى از لب لعلش نچشيديم و برفت |
روى مه پيكر او سير نديديم و برفت |
|
|
گويى از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود |
بار بست و به گردش نرسيديم و برفت |
|
|
صورت او به لطافت اثر صنع خدا است |
ما به رويش نظرى سير نديديم و برفت] |
|
حضرت زينب ٧ از خيمه بيرون آمد و صدا مىزد: «يا حبيباه! يا ابن اخاه، اى محبوب دلم، اى برادرزادهام» با اين وضع به بالين على اكبر ٧ آمد و خود را روى پيكر (به خون غلتيده) او افكند.[١] در اين هنگام امام حسين ٧ نزد خواهر آمد و او را به خيمه زنها برگردانيد.
[١]. بعضى نوشتهاند: حضرت زينب( ع) براى حفظ آرامش امام حسين( ع) زودتر از آن حضرت كنار بدن پاره پاره على اكبر( ع) آمد( معالى السّبطين، ج ١، ص ٤١٥) مرحوم آيت الله جزائرى مىنويسد:« هنگامى كه امام حسين( ع) به بالين على اكبر( ع) آمد، نخست نگاهش به زينب( س) افتاد، او را به خيمه بازگردانيد، سپس خود به قتلگاه بازگشت، اين تدبير حضرت زينب( س) نقش مهمّى در فرونشاندن شدّت اندوه امام حسين( ع) داشت.( خصائص الزّينبيّة، ص ٣٥١)( مترجم).