غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٢١٤ - اهل بيت
امام سجّاد ٧ فرمود: «امّا مال تو را كه نمىخواهم و نزد خودت انباشته باشد، بلكه آنچه كه از ما گرفته شده آنها را مىخواهم، زيرا در ميان آنها لباس دست بافت حضرت فاطمه ٣ دختر محمّد ٦ و روسرى و گردنبند و پيراهن او قرار دارد.
يزيد امر كرد همه آنچه را گرفته بودند به امام سجّاد ٧ بازگرداندند، به اضافه دويست دينار به امام سجّاد ٧ داد، امام ٧ آن دويست دينار را گرفت و بين نيازمندان و تهيدستان تقسيم نمود.
سپس دستور داد اسيران و بستگان حسين ٧ را به وطنشان مدينه رسول ٦ بازگردانند.
و در مورد سر مقدّس امام حسين ٧ روايت شده كه به كربلا بازگردانده شد و در كنار پيكر مقدّس امام حسين ٧ دفن گرديد، و عمل شيعه اماميّه نيز بر همين اساس است.[١] در اينجا امور گوناگونى وجود دارد كه براى حفظ اختصار در اين كتاب كه شرط كرده بوديم، ذكر آن امور را ترك نموديم.
اهل بيت : در كربلا
راوى مىگويد: هنگامى كه اهل بيت و بستگان امام حسين ٧ از شام به سوى مدينه رهسپار شدند، در مسير راه به سرزمين عراق رسيدند، به راهنماى كاروان گفتند: ما را از راه كربلا حركت بده، (او آنها را از راه كربلا حركت داد) وقتى كه به قتلگاه رسيدند، جابر بن عبد اللّه
[١]. بنا بر اين هر سه پيشنهاد امام سجّاد( ع) برآورده شده است و مطابق بعضى روايات الحاق سر به بدن در كربلا، توسّط امام سجّاد( ع) انجام شد.( نفس المهموم، ص ٢٦٢)( مترجم).