غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٤٧ - گفتگوى وليد با امام حسين
مشورت وليد با مروان
وليد مروان[١] را به حضور طلبيد تا در اين مورد با او مشورت كند، پس از آنكه براى مروان نامه يزيد را خواند، و بيعت گرفتن با حسين ٧ را مطرح كرد، مروان گفت: حسين ٧ هرگز بيعت با يزيد را نمىپذيرد، اگر من به جاى تو بودم گردنش را مىزدم. وليد (كه نسبتا آدم خوش نفسى بود) گفت: «اى كاش من به طور كلّى لباس هستى نمىپوشيدم، تا اين پيشنهاد را نشنوم.»
گفتگوى وليد با امام حسين ٧
سپس وليد براى حسين ٧ پيام فرستاد و او را به مقرّ فرماندارى فراخواند، امام حسين ٧ با سى نفر از خاندان و غلامانش نزد وليد آمدند، وليد خبر مرگ معاويه را به امام حسين ٧ گزارش داد و بيعت با يزيد را از آن حضرت درخواست كرد.
امام حسين ٧ در پاسخ وليد چنين فرمود:
«اى امير! بيعت كردن لا بد در حضور مردم انجام مىگيرد، هنگامى كه فردا مردم را دعوت كردى مرا نيز با آنها دعوت كن.»
[١]. مروان پسر حكم بن ابى العاص، نخستين خليفه بعد از خلافت بنى اميّه بود، كه حكومت مروانيان را آغاز كرد، او در مكّه متولّد شد و در طائف رشد و نمو كرد، سپس ساكن مدينه شد، پيامبر٦ او و پدرش را از مدينه به طائف تبعيد كرد، عثمان در عصر خلافتش، او را از نزديكان خاصّ و كاتب خود قرار داد، پس از كشته شدن عثمان، مروان و عايشه به بصره رفتند و جنگ جمل را بر ضدّ حكومت على( ع) برپا نمودند، و در جنگ صفّين همراه معاويه بود، در عصر خلافت معاويه، يك سال حاكم مدينه گرديد، سرانجام عبد اللَّه بن زبير او را از مدينه اخراج كرد، او ساكن شام شد و در سال ٦٥ بر اثر بيمارى طاعون درگذشت، و به گفته بعضى همسرش امّ خالد او را كشت.( اسد الغابه، ج ٤، ص ٣٤٨- تاريخ طبرى، ج ٧، ص ٣٤)( مترجم).