غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٣ - ورود امام حسين
رسد به اينكه دنيا فانى است.] هلال بن نافع بجلّى[١] برخاست و خطاب به امام ٧ گفت: «سوگند به خدا، لقاى خدا (و شهادت) را ناخوش نداريم، و ما بر همين نيّت و شناخت خود باقى هستيم، با دوستان تو دوست، و با دشمنان تو دشمن مىباشيم.» برير بن خضير (حصين) برخاست و گفت: «اى پسر رسول خدا! سوگند به خدا، خداوند به وسيله تو بر ما منّت نهاد، تا در ركاب تو با دشمن بجنگيم، و در راه تو اعضاى بدنهايمان قطعه قطعه گردد، سپس جدّ تو رسول خدا در قيامت، ما را شفاعت كند.»
ورود امام حسين ٧ به كربلا
در اين هنگام امام حسين ٧ برخاست و سوار بر مركب شد و با همراهان حركت كرد، گاهى لشكر حرّ از حركت آن حضرت جلوگيرى مىكردند، و گاهى آنها جلو و خود پشت سر، حركت مىنمودند، تا در روز دوم محرّم به كربلا رسيدند، امام حسين ٧ پرسيد: «نام اين زمين چيست؟» گفته شد: كربلا فرمود:
«اللّهم انّى اعوذ بك من الكرب و البلاء
، خدايا من پناه مىبرم به تو از اندوه و بلا.»[٢]
[١]. ظاهرا نافع بن هلال، درست است كه از قبيله مذحجى جملى( نه جبلّى) بوده است، او شخصيتى برجسته و شجاع، و از قاريان قرآن و حاملان حديث بود، از ياران حضرت على( ع) به شمار مىآمد، و در جنگهاى او شركت داشت، و در ماجراى كربلا، به امام حسين( ع) پيوست.( كامل ابن اثير، ج ٤، ص ٢٩)( مترجم).
[٢]. روايت شده: امام حسين( ع) زمين كربلا( آن قسمتى كه محل قبر و اطرافش است) را از اهالى نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريدارى كرد، و آن مبلغ را به آنها انفاق نمود و با آنها شرط كرد كه مردم را به مكان قبرش راهنمايى كنند، و زائرانش را سه روز به عنوان ميهمان بپذيرند.( معجم البلدان، ج ٤، ص ٢٤٩- مجمع البحرين، واژه كربلا)( مترجم).