غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٢ - خطبه كوتاه امام حسين
حرّ گفت: ولى نامهاى از امير، ابن زياد رسيده، كه در آن به من فرمان سختگيرى بر تو داده است، و جاسوسى بر من گماشته كه بر كار من نظارت و بازخواست كند.
خطبه كوتاه امام حسين ٧ و ابراز احساسات زهير، نافع و برير
در اين هنگام امام حسين ٧ برخاست و اين خطبه (كوتاه) را خواند، بعد از حمد و ثناى الهى فرمود:
انّه قد نزل بنا من الامر ما قد ترون و انّ الدّنيا قد تنكّرت و تغيّرت، و ادبر معروفها، و استمرّت جذّاء، و لم يبق منها الّا صبابة كصبابة الاناء، و خسيس عيش كالمرعى الوبيل، الا ترون الى الحقّ لا يعمل به، و الى الباطل لا يتناهى عنه، ليرغب المؤمن في لقاء ربّه محقّا، فانّى لا ارى الموت الّا سعادة و الحياة مع الظّالمين الّا برما
، همانا آنچه را بر ما وارد شده شما مشاهده مىكنيد، دنيا زشتيهاى خود را آشكار نموده، و دگرگون شد، و نيكوهايش پشت كرده، و ورشكستگيش برقرار گشته، و چيزى از آن نمانده جز تهماندهاى همانند تهمانده آب در ميان ظرف، و جز يك زندگى پست همچون چراگاه بد (مانند شورهزار) آيا نمىنگريد كه به حق عمل نمىشود، و از باطل جلوگيرى نمىگردد؟ با اين وضع مؤمن بايد به لقاى خدايش (شهادت) اشتياق يابد، همانا من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ستمگران را جز ملامت و ناراحتى نمىنگرم.
زهير بن قين برخاست و خطاب به امام ٧ گفت: «سخنان تو را شنيديم، اى پسر رسول خدا! خداوند ما را با گفتار تو هدايت فرمود، اگر دنيا هميشگى بود (و مرگ نداشت) و ما در آن هميشه مىمانديم، در اين ميان، حركت و همراهى با تو را انتخاب مىكرديم.» [تا چه