غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٧ - سيد بن طاوس بزرگمرد فضيلت
محرّم سال ٥٨٩ ه. ق در شهر حلّه چشم به جهان گشود، چند سال در همان جا بود، سپس ٢٥ سال در عصر حكومت بنى عبّاس در بغداد سكونت نمود، و بعد به حلّه بازگشت و از آنجا به نجف اشرف رفت و سه سال در نجف اشرف، سپس سه سال در كربلا و سه سال در شهر كاظمين زيست، سپس به سامرّا رفت و پس از سه سال سكونت در آنجا، به بغداد بازگشت، قبل از آنكه دولت مغول بر اوضاع مسلّط شود، مستنصر (سى و ششمين خليفه عبّاسى) هر چه به او اصرار كرد كه نقابت (و رياست) طالبيّين و سادات عراق را بر عهده گيرد، نپذيرفت، ولى پس از برقرارى حكومت مغول، با تقاضاى هلاكوخان در سال ٦٦١ ه. ق، به خاطر مصالحى كه تشخيص مىداد، عهدهدار نقابت طالبيّين و سادات عراق گرديد، و اين نقابت، سه سال و يازده ماه به طول انجاميد.»[١]
سيّد بن طاوس بزرگمرد فضيلت
اين عالم ربّانى به راستى از نظر علم و عمل، ممتاز بود، و در سير و سلوك و كمالات معنوى، در سطح بسيار عالى مىدرخشيد، علماى بزرگ او را با عاليترين مضامين ستودهاند، علّامه حلّى (وفات يافته سال ٧٢٦ ه. ق كه از شاگردان برجسته سيّد بن طاوس بود) گويد:
«سيّد بن طاوس پارساى وارسته، و عابد پاكروش بود در حدّى كه داراى كرامات بود، كه بعضى از آنها را براى من نقل كردهاند، و بعضى را پدرم روايت نمود.»[٢]
[١]. همان مدرك.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٤٦٧- بحار، ج ١، ص ١٤٤