غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠ - سيد بن طاوس بزرگمرد فضيلت
را در عزّت و شوكت و حكومت و دولت ما زنده بدار» سپس براى شيعيان دعا فرمود.[١] نيز سيّد بن طاوس رحمة اللَّه در كتاب «غياث سلطان الورى» مكاشفاتى را كه در حرم حضرت على ٧ برايش رخ داده نقل مىكند، و نامه و پيامى كه حضرت مهدى عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف توسّط مردى وارسته و صالح به نام عبد المحسن، براى او فرستاده، ذكر مىنمايد[٢].
از گفتنيها اينكه: سيّد بن طاوس به استخاره به خصوص در امور مهم، بسيار اهميّت مىداد، او در كتاب الاستخارات مىنويسد: «مدّتى در جانب غربى بغداد مىزيستم، بعضى از صاحبان مناصب دولتى تقاضاى ملاقات با من كرده بود، ترديد داشتم كه با او ملاقات كنم يا نه؟ بيست و دو روز در آنجا بودم و هر روز استخاره (ذات الرّقاع) مىكردم، و جواب استخاره، منفى بود، و من با او ملاقات نكردم» نيز مىنويسد: در ايّام سكونتم در بغداد، چند روز به حلّه رفتم، بعضى از خويشانم از من خواستند كه با يكى از مقامات دولتى ملاقات كنم (با توجّه به اينكه دوائر دولتى، در دست ولايت فقيه نبود) يك ماه صبح و عصر استخاره كردم، و تعداد استخارهها به پنجاه عدد رسيد، هيچ كدام از آنها خوب نيامد، و من هم با او ملاقات نكردم، پس از مدّتى براى من آشكار شد، كه مصلحت من در ملاقات نكردن با او بوده، و اگر با او ملاقات مىكردم، آسيب بزرگى به حيثيّت من وارد مىشد[٣]
[١]. جنّة المأوى، واقع در آخر ج ٥٣ بحار، ص ٣٠٣، با توجّه به پاورقى.
[٢]. شرح اين مطلب در جنّة المأوى، واقع در آخر ج ٥٣ بحار، ص ٢٠٨ تا ٢١٣ آمده است.
[٣]. بهجة الآمال، ج ٥، ص ٥٣٨