غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٢٢٢ - زبان حال خانههاى مدينه، در سوگ حسين
اين مصائب بزرگ به فريادم برسيد، خانههاى ديگر شهيدان نيز همين حال را دارند، زيرا هر كدام با زبان حال گويند: آن رادمردانى كه من از فراقشان ناله مىكنم، و در مورد اخلاق بزرگوارانه آنها ماتمزده شدهام، همدم شب و روز من، و نورهاى تاريكى شب و سحرهاى من، و ريسمانهاى خيمه شرف و افتخار من، و اسباب قوّت و قدرت و پيروزى من و به جاى خورشيد و ماه من بودند.
چه بسيار شبهايى كه آنها با بزرگواريشان، وحشت تنهايى مرا دور كردند، و با نعمتها و عطاياى خود حرمت مرا پاس داشتند، و نداى مناجات سحرهايشان را به گوش من رساندند و با اسرار پربهاى خود مرا سرشار از بهرههاى معنوى ساختند.
و چه بسيار روزگارانى كه با محافل و مجالس خود سرزمين مرا آباد كردند، و با فضايل خود خوى مرا معطّر نمودند، و چوب خشك مرا با آب عهد و پيمانشان، آبيارى كردند، و نحوست مرا با سرسبزى و شكوفايى سعادت خود برطرف ساختند.
چه بسيار از فضائل و ارزشها را در صفحه من كاشتند، و حريم مرا از گزند نابسامانيها نگهبانى نمودند، و چه بسيار صبحهايى كه من به طفيل وجود ذيجود آنها از همه خانهها و قصرها برترى داشتم، و در لباس شادمانى و سرور مىخراميدم.
چه شخصيتهايى كه روزگار آنها را ناديده گرفته بود، در جاى جاى من به من زندگى بخشيدند، و خارها و موانع را از سر راه من برداشتند.
ولى تير مرگ در مورد آن بزرگمردان مرا هدف قرار داد، و روزگار به وجود آنها بر من حسد ورزيد، و آنها در سرزمين غربت (كربلا) بين دشمنان آماج تيرهاى كينه و تجاوز دشمنان متجاوز قرار گرفتند،