غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٦ - اعتراض شديد امام سجاد
اعتراض شديد امام سجّاد ٧ به خطيب ياوهگوى يزيد
[روز جمعه بود، مردم براى اداى نماز جمعه در مسجد اموى دمشق اجتماع و ازدحام كرده بودن، يزيد مىخواست عظمت خود را به رخ امام سجّاد ٧ بكشد، از اين رو آن حضرت را به مسجد آورده بودند] يزيد به خطيب خود گفت: «بالاى منبر برو، و حسين و پدرانش را نكوهش و بدگويى كن.» خطيب بر فراز منبر رفت و در سرزنش و نكوهش امير مؤمنان على ٧ و امام حسين شهيد ٧، بسيار سخن گفت، و در مدح و تمجيد معاويه و يزيد افراط نمود.
امام سجّاد ٧ كه در پايين منبر بود فرياد زد:
ويلك ايّها الخاطب اشتريت مرضاة المخلوق بسخط الخالق فتبوّأ مقعدك من النّار
، واى بر تو اى سخنران! خشنودى مخلوق را به خشم خالق خريدى، نشيمنگاه خود را در آتش ببين.[١] و چه نيكو سروده است شاعر عرب، ابن سنان خفاجى در ستايش امير مؤمنان على ٧ و فرزندانش، آنجا كه گويد:
|
اعلى المنابر تعلنون بسبّه |
و بسيفه نصبت لكم اعوادها |
|
«بالاى منبرها به طور آشكار از امير مؤمنان على ٧ بدگويى
[١]. در اينجا بود كه به پيشنهاد امام سجّاد( ع) و تقاضاى مردم در مورد خطبه خواندن امام سجّاد( ع)، يزيد را ناگزير به اجازه دادن نمود، امام( ع) بالاى منبر رفت، خطبه تاريخى خود را القاء كرد، اين خطبه اوضاع را به نفع خاندان رسالت، دگرگون نمود، و آن چنان جوّ را عوض كرد كه يزيد اظهار پشيمانى مىكرد ... اين خطبه در اين كتاب نيامده، در اين باره به كتاب سوگنامه آل محمّد٦ تأليف مترجم، صفحه ٤٧٦ تا ٤٨٣ مراجعه كنيد.( مترجم).