غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٨ - بدن نازنين حسين
سكينه ٣ كنار بدن پدر
حضرت سكينه ٣ دختر امام حسين ٧ پيكر امام حسين ٧ را در آغوش كشيد [ولى نگذاشتند كه سكينه در بالين پدر بماند، به دستور عمر سعد] «فاجتمعت عدّة من الاعراب حتّى جرّوها عنه، گروهى از اعراب اجتماع كردند و سكينه ٣ را از بالين پدر كشيده و جدا نمودند.»
بدن نازنين حسين ٧ پايمال اسبها
عمر سعد در ميان لشكرش اعلام كرد: «من ينتدب للحسين فيؤطّئ الخيل ظهره و صدره، كيست كه در باره حسين داوطلب شود و بر پيكرش بتازد و پشت و سينهاش را پايمال سم ستوران كند؟» ده نفر از دشمنان داوطلب براى اين كار شدند، اينها عبارت بودند از: ١- اسحاق بن حوبه كه پيراهن حسين ٧ را ربود ٢- اخنس بن مرثد ٣- حكيم بن طفيل سبيعى ٤- عمر بن صبيح صيداوى ٥- رجاء بن منقذ عبدى ٦- سالم بن خيثمه جعفى ٧- صالح بن وهب جعفى ٨- واحظ بن غانم ٩- هانى بن ثبيت حضرمى ١٠- اسيد بن مالك (لعنهم اللَّه) اينها سوار بر اسب، با تاختن بر بدن حسين ٧، آن چنان كردند كه استخوانهاى پشت و سينه آن حضرت شكسته شد.
روايتكننده مىگويد: اين ده نفر نزد ابن زياد آمدند.
ابن زياد گفت: شما كيستيد؟
اسيد بن مالك يكى از آنها گفت:
|
نحن رضضنا الصّدر بعد الظّهر |
بكلّ يعبوب شديد الاسر |
|
«ما كسانى هستيم كه استخوانهاى سينه حسين را بعد از كوبيدن استخوانهاى پشتش، پايمال سم اسبهاى چالاك كرديم و كوبيديم.»