غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١١١ - رد شديد امان نامه شمر، براى عباس
(جانسوز و غريبانه) امام حسين ٧ را شنيديد، سخت منقلب شده و به شدّت گريه كردند، شيون نمودند و سيلى بر صورت مىزدند، و صداهايشان به گريه بلند شد.
امام حسين ٧ برادرش عبّاس ٧ و پسرش على ٧ را براى آرام كردن بانوان به سوى آنها فرستاد و فرمود:
سكّتاهنّ فلعمرى ليكثرن بكائهنّ
، آنها را آرام كنيد، به جانم سوگند گريههاى بسيارى در پيش دارند!
ردّ شديد امان نامه شمر، براى عبّاس ٧ و برادرانش
از سوى ابن زياد نامهاى به عمر سعد رسيد كه در آن تأكيد كرده بود به جنگ و شتاب در درگيرى با حسين ٧ و يارانش، و او را از هر گونه تأخير و مهلت دادن و مسامحه بر حذر داشته بود.[١] به دنبال اين نامه، به فرمان عمر سعد گروه دشمنان سوار بر اسبها شدند و به طرف خيمههاى امام ٧ نزديك گرديدند.
شمر خود را به خيام امام حسين ٧ و يارانش نزديك كرد و صدا زد:
اين بنوا اختى: عبد اللَّه و جعفر و العباس و عثمان، خواهرزادههايم عبد اللَّه، جعفر، عبّاس، و عثمان كجايند؟[٢] امام حسين ٧ به عباس ٧ و برادرانش فرمود:
اجيبوه و ان كان فاسقا فانّه بعض اخوالكم
، جواب شمر را بدهيد گر چه فاسق است، چه آنكه او يكى از دايىهاى شما است
[١]. اين نامه توسّط شمر كه با چهار هزار نفر به كربلا آمد، به عمر سعد رسيد.( مترجم).
[٢]. در ميان عرب رسم بود كه دختران قبيله خود را خواهر مىخواندند، نظر به اينكه شمر از قبيله كلاب بود، حضرت امّ البنين( س) مادر عبّاس، عبد اللَّه، جعفر و عثمان( ع) نيز از آن قبيله بود، شمر از أمّ البنين( س) تعبير به خواهر كرد.( مترجم)