غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٤٢ - سفر غم انگيز رسول خدا
به پاداش عظيمى كه عوض شهادت حسين ٧ به او داده خواهد شد با خبر كردند، و تربت قبر امام حسين ٧ را به رسول خدا ٦ نشان دادند. پيامبر ٦ در اين هنگام چنين نفرين كرد:
اللّهمّ اخذل من خذله، و اقتل من قتله، و لا تمتّعه بما طلبه
، خدايا! خوار گردان كسى را كه حسين ٧ را خوار كند، و قاتلش را بكش، و او را به مقصودش نرسان.
سفر غم انگيز رسول خدا ٦ و دو خطبه كوتاه او
هنگامى كه امام حسين ٧ دو ساله شد، براى رسول خدا ٦ مسافرتى پيش آمد، ناگهان در يكى از رهگذرها ايستاد و در حالى كه اشك از چشمانش سرازير مىشد گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»[١] يكى از حاضران از علّت ناراحتى پيامبر ٦ پرسيد، آن حضرت فرمود: «اين جبرئيل است كه از زمينى كه در كنار فرات به نام كربلا است به من خبر مىدهد كه فرزندم حسين ٧ در آن كشته مىگردد.» شخصى پرسيد: اى رسول خدا! چه كسى آن حضرت را مىكشد؟
فرمود: «مردى كه نامش يزيد است، گويى به قتلگاه و مرقد حسين مىنگرم.» پيامبر ٦ به سفر خود ادامه داد و پس از مدّتى غمگين بازگشت، مردم در مسجد اجتماع كردند، پيامبر ٦ بر فراز منبر رفت، در حالى كه حسن و حسين ٨ در پيش رويش بودند، خطبه خواند، پس از خطبه، دست راستش را بر سر حسن ٧ و دست چپش
[١]. اين آيه به آيه استرجاع معروف است( و قسمتى از آيه ١٥٦ بقره مىباشد) و هنگام مصيبت براى تسلّى خاطر، خوانده مىشود.( مترجم).