غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٣ - توبه پيرمرد بر اثر بيانات امام سجاد
حسين ٧ را به صورت اسير در ميان تماشاگران حركت دادند تا آنان را كنار دروازه دمشق آوردند، و آنها را در روى پلههاى مسجد جامع، در همان جا كه اسيران را نگه مىداشتند، سر پا نگهداشتند.
اشعار جانسوز يكى از بزرگان تابعين
روايت شده: يكى از مسلمانان تابعين (شاگرد اصحاب پيامبر ٦) هنگامى كه سر بريده امام حسين ٧ را در دمشق ديد، يك ماه خود را پنهان كرد، وقتى كه پس از يك ماه او را يافتند از علّت غيبت او پرسيدند، در پاسخ گفت: آيا نمىبينيد چه بلايى بر سر ما آمده است؟
سپس اين شعر را خواند:
|
جاءوا برأسك يا ابن بنت محمّد |
مترمّلا بدمائه ترميلا |
|
|
و كأنّما بك يا ابن بنت محمّد |
قتلوا جهارا عامدين رسولا |
|
|
قتلوك عطشانا و لمّا يرقبوا |
في قتلك التّنزيل و التّأويلا |
|
|
و يكبّرون بان قتلت و انّما |
قتلوا بك التّكبير و التّهليلا |
|
«اى پسر دختر پيامبر ٦ سر تو را رنگين به خونت آوردند. گويى اى پسر دختر پيامبر ٦ با ريختن خون تو، به طور آشكار و عمد، پيغمبر ٦ را كشتند. تو را با لب تشنه كشتند و در كشتن تو مراعات مفهوم ظاهر و باطن قرآن نكردند. هنگام كشتن تو تكبير (فتح) گفتند، در صورتى كه با كشتن تو، اللَّه اكبر و لا اله الّا اللَّه را كشتند.»
توبه پيرمرد بر اثر بيانات امام سجّاد ٧
هنگام ورود خاندان نبوّت به شام، پيرمردى از مردم شام، به آنها نزديك شد و گفت: «سپاس خدا را كه شما را كشت و نابود ساخت،