غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٦ - شهادت قهرمانانه سويد بن عمرو
و بسيار با نماز انس داشت، به ميدان شتافت و همچون شير دلاور با دشمن جنگيد و در برابر زخمهاى سنگين و بسيارى كه بر بدنش وارد شده بود نهايت مقاومت و صبر را نمود، تا اينكه با بدن پر از زخم در ميان كشتگان افتاد. و همچنان بيهوش افتاده بود تا اينكه (به هوش آمد و) شنيد مىگويند: «حسين ٧ كشته شد.» با زحمت زياد برخاست و از ميان كفشش، چاقويى را كه پنهان كرده بود، بيرون آورد، و با همان با دشمنان جنگيد، تا به شهادت رسيد، رضوان خدا بر او باد.[١] ياران حسين ٧ براى كشته شدن به سوى جنگ مىشتافتند، و از همديگر سبقت مىگرفتند، آن گونه بودند كه در وصف آنها چنين گفته شده:
|
قوم اذا نودوا لدفع ملمّة |
و الخيل بين مدعّس و مكردس |
|
|
لبسوا القلوب على الدّروع و اقبلوا |
يتهافتون على ذهاب الانفس |
|
«آنان كسانى هستند كه هر گاه براى دفع گرفتارى خوانده شوند، در برابر دشمنانى كه گروهى از آنها نيزهدار، و گروه ديگر، در صف فشرده با اسلحه آماده شدهاند، دلهاى خود را بر روى زرهها مىپوشند، و جان بر كف و شتابان به سوى نثار جان مىروند.»
[١]. بعضى اين قهرمان را كه سالخورده بود، آخرين شهيد از غير بنى هاشم ذكر كردهاند، كه بعد از شهادت امام حسين( ع) شهيد شد( مقتل الحسين( ع)، مقرّم، ص ٣٠٧)( مترجم)