غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٢ - عدم آمرزش قاتل حسين
هزار سال افروختهاند تا اينكه سياه گشته، و هيچ گونه نسيمى به آن راه نيافته، و اندوهى از آن خارج نشده است، فرمان دهد كه قاتلين حسين ٧ را بربايد، و آن آتش شرارهاى كشد، و همه را در كام خود گيرد، آن آتش شيهه زند و بخروشد، آنان نيز شيهه زنند و بخروشند، آتش برافروزد، آنان نيز برافروزند، آنگاه آنها با زبانهاى گوناگون مىگويند: «خدايا! از چه جهت ما را قبل از بتپرستان بر آتش افكندى؟» خداوند متعال در پاسخ آنها مىفرمايد:
«انّ من علم ليس كمن لا يعلم،
آن كه مىداند با آن كس كه نمىداند يكسان نيست.» [يعنى فضولى موقوف، به شما مربوط نيست][١]
عدم آمرزش قاتل حسين ٧
در جلد سى ام كتاب تذييل شيخ المحدّثين در بغداد، محمّد بن نجّار، در بخش شرح حال فاطمه دختر أبو العبّاس ازدى روايت شده، طلحه گفت: «از رسول خدا ٦ شنيدم فرمود: حضرت موسى بن عمران، به خداوند عرض كرد: «پروردگارا! هارون (برادرم) از دنيا رفت، او را بيامرز.» خداوند به موسى ٧ وحى كرد: «اى موسى بن عمران! اگر آمرزش همه پيشينيان و آيندگان را بخواهى، دعاى تو را اجابت مىكنم، جز قاتل حسين بن على را كه او را نيامرزم.»
[١]. اين دو روايت را مرحوم شيخ صدوق رحمه اللَّه در كتاب عقاب الاعمال نقل كرده است.
( مؤلّف)