غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٤٩ - افتادن حسين
|
لباس كهنه چه حاجت كه زير سم ستور |
تنى نماند كه پوشند جامه يا كفنش] |
|
سپس شلوارى كه از بافتههاى يمن بود طلبيد و پاره كرد و پوشيد، از آن جهت آن را پاره كرد، تا كسى به آن رغبت نكند و از بدنش بيرون نياورد، ولى وقتى كه كشته شد، بحر بن كعب (لعنه اللَّه) آن را از بدنش خارج نمود، و آن حضرت را برهنه ساخت، بعد از اين كار، دستهاى بحر بن كعب در تابستان همانند دو چوب خشك، مىخشكيد، و در زمستان نرم مىشدند و خون و چرك از آنها جارى بود، تا آنكه خداوند متعالى او را به هلاكت رسانيد.
افتادن حسين ٧ از پشت اسب بر زمين و فرياد زينب ٣
هنگامى كه پيكر مطهّر امام حسين ٧ پر از زخم شمشيرها و تيرها و نيزهها گرديد، «فبقى كالقنفذ، همانند جوجه تيغدار، بدنش پر از تير گرديد» يكى از ظالمان به نام «صالح بن وهب مزنى» چنان نيزهاى بر پهلويش زد كه حسين ٧ از پشت اسب بر زمين افتاد، و هنگام افتادن ناحيه راست صورتش بر زمين خورد، فرمود:
«بسم اللَّه و باللَّه و على ملّة رسول اللَّه ٦.»
سپس برخاست. در اين هنگام حضرت زينب ٣ از خيمه بيرون آمد، فرياد زد:
وا اخاه، وا سيّداه، وا اهل بيتاه ليت السّماء انطبقت على الارض، و ليت الجبال تدكدكت على السّهل، اى واى برادرم، اى واى آقايم، اى واى خانوادهام! اى كاش آسمان بر زمين مىافتاد، اى كاش كوهها متلاشى شده و به بيابان مىپاشيدند.