غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٩٣ - سخن قهرمانانه على اكبر
ملاقات امام حسين ٧ با مردى كه از كوفه مىآمد
امام حسين ٧ با همراهان به راه خود ادامه دادند تا به منزلگاه «ذات عرق» رسيدند، در آنجا با شخصى به نام «بشر بن غالب» كه از عراق مىآمد ملاقات نمود، از او پرسيد: از عراق چه خبر؟ او عرض كرد:
«خلقت القلوب معك، و السّيوف مع بنى اميّة، آنها را پشت سر گذاشتيم در حالى كه دلهايشان با تو است، و شمشيرهايشان با بنى اميّه است.» امام حسين ٧ فرمود:
«صدق اخو بنى اسد انّ اللَّه يفعل ما يشاء و يحكم ما يريد
، برادر بنى اسدى راست مىگويد، همانا خداوند آنچه بخواهد انجام دهد، و به هر چه اراده كند حكم مىكند.»
سخن قهرمانانه على اكبر ٧
كاروان امام حسين ٧ در ادامه راه به سرزمين «ثعلبيّه» رسيدند مقارن ظهر بود، امام ٧ سرش را بر بالين گذاشت و اندكى خوابيد، پس از لحظهاى بيدار شد و فرمود: صدا زنندهاى را ديدم مىگفت: «شما شتابان مىرويد، ولى مرگ شما را زودتر به سوى بهشت مىبرد.» فرزندش على اكبر ٧ عرض كرد: «يا أبت! أ فلسنا على الحقّ، اى پدر! آيا ما بر حق نيستيم؟» امام حسين ٧ فرمود: «
بلى يا بنىّ و الّذى اليه مرجع العباد
، آرى اى پسرم، سوگند به خداوندى كه همه بندگان به سوى او بازگردند، ما بر حق هستيم.» على اكبر ٧ عرض كرد: «يا أبت! اذن لا نبالى بالموت، اى پدر! بنا بر اين باكى از مرگ نداريم.» امام حسين ٧ فرمود: «پسر جانم! خداوند بهترين پاداش نيكى كه