غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٣٢ - اى اشكها بريزيد
دست دشمنان از امّتش ناديده گرفته شد، خدايا پناه بر تو از اين حوادث ناگوارى كه دلها را جريحهدار ساخت، و جگرها را سوزانيد، و اعمال قلوب را از شدّت غم، به فرياد در آورده، پناه بر تو از اين حوادث جانسوز بزرگى كه هر حادثه تلخى در برابر آن كوچك است، و موجب پريشانى كانون تقوا است، پناه بر تو از سوز مصيبت آن تيرهايى كه خون رسالت را ريخت، و دستهايى كه براى به اسيرى بردن خاندان جلالت از آستين بيرون آمد، سوزى كه بزرگان را سر بر زانوى غم نموده، و جانهاى برترين خاندان را از پيكرشان جدا ساخت، و سرزنشى كه شيرمردان را دگرگون كرد، فاجعه جانسوزى كه جبرئيل را نيز غمگين و گريان نمود، حادثه تلخى كه در پيشگاه خدا، بسيار عظيم بود.
چرا چنين نباشد با اينكه پاره تن پيامبر ٦ برهنه بر روى ريگها افتاده، و خون شريفش با شمشير گمراهان به زمين ريخته شد، و چهرههاى دخترانش در معرض تماشاى ساربانان و سرزنشگران قرار گرفته، و لباسهايشان در منظر گويا و خاموش به تاراج رفته، و آن پيكرهاى بزرگ پاك، برهنه روى زمين، خاكآلود گشته است؟
|
مصائب بدّدت شمل النّبىّ ففي |
قلب الهدى اسهم يطفن بالتّلف |
|
|
و ناعيات اذا ما مل ذو وله |
سرت عليه بنار الحزن و الأسف |
|
«مصيبتهايى كه جمع حلقه پيامبر ٦ را پراكنده و پريشان ساخت، و تيرهاى جانكاه آن، قلب هدايت را مورد هدف قرار داد.
بانوان حرم بر اثر شدّت اندوه و فرياد از هوش رفتند، و آتش حزن و غم خرمن زندگيشان را سوزانيد».
اى كاش حضرت فاطمه ٨ و پدرش به دختران و پسران خود