غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٨ - خطبه امام سجاد
بنفسى: انا علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب، انا بن المذبوح بشطّ الفرات من غير ذحل و لا تراث، انا بن من انتهك حريمه، و سلب نعيمه، و انتهب ماله، و سبى عياله، انا بن من قتل صبرا، و كفى بذلك فخرا ايّها النّاس! ناشدتكم اللَّه هل تعلمون انّكم كتبتم الى ابى و خدعتموه، و اعطيتموه من انفسكم العهد و الميثاق و البيعة، و قاتلتموه و خذلتموه؟ فتبّا لم قدّمتم لانفسكم و سوءتا لرأيكم، بايّة عين تنظرون الى رسول اللَّه ٦ اذ يقول لكم:
قتلتم عترتى، و انتهكتم حرمتى فلستم من امّتى؟،
اى مردم! آن كس كه مرا شناخت و آن كس كه مرا نشناخت خود را به او معرّفى مىكنم، من على پسر حسين ٧ فرزند على بن ابى طالب ٧ هستم، من پسر كسى هستم كه در كنار فرات بدون آنكه خونى را از او طلبكار باشند و خواستار قصاص شوند. او را سر بريدند، من پسر آن كسى هستم كه حريم حرمت او را شكستند، و مال او را به يغما بردند، و اهل بيت او را به اسيرى گرفتند، من پسر آن كسى هستم كه او را بدون دفاع كشتند، و اين افتخار (شهادت) ما را بس. اى مردم! شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه براى پدرم نامه نوشتيد، ولى او را فريب داديد، و پيمان و عهد و ميثاق بستيد و بيعت كرديد، در عين حال با او جنگيديد، و او را بىياور گذاشتيد، هلاكت باد بر شما كه چه توشهاى براى خود به پيش فرستاديد؟ و زشت باد رأى شما، با كدام چشم، رسول خدا ٦ را مىنگريد، آن هنگام كه به شما بفرمايد: عترت مرا كشتيد، و حريم حرمت او را شكستيد، پس شما از امّت من نيستند.