غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٧١ - خطبه فاطمه صغرى
و لا عذل عاذل، هديته يا ربّ للاسلام صغيرا، و حمدت مناقبه كبيرا، و لم يزل ناصحا لك و لرسولك صلواتك عليه و آله حتّى قبضته اليك زاهدا في الدّنيا غير حريص عليها، راغبا في الآخرة مجاهدا لك في سبيلك، رضيته فاخترته و هديته الى صراط مستقيم، خدايا! به تو پناه مىآورم از اينكه دروغ بر تو بندم، و بر خلاف آنچه بر رسول خود فرستادهاى سخنى گويم، رسول تو پيمانها (ى محكم) براى وصىّ خود على بن ابى طالب ٧ از مردم گرفت، ولى آنها حقّش را غصب كردند، و او را بىگناه كشتند- همان گونه كه فرزندش ديروز (روز عاشورا)- در خانهاى از خانههاى خدا (كربلا) در نزد گروهى كه مسلمان زبانى بودند كشته شد.
اى خاك بر سرشان! كه نه در زندگى او (فرزند على ٧) ستمى را دفع كردند، و نه به هنگام مرگش او را يارى نمودند، تا آنكه روحش را قبض كردى در حالى كه طينتى پاك، و طبيعتى پسنديده، فضايلى معروف همگان، و عقائدى نيك كه نزد همه مشهور بود داشت، خدايا! او در راه تو از سرزنش ملامتگران نهراسيد، و از نكوهش كسى باك نداشت.
پروردگارا! تو فرزند على ٧ [حسين ٧] را از خردسالى به اسلام هدايت فرمودى، و در بزرگى، خصال اخلاقى او را ستودى، او پيوسته به وظيفه خيرخواهى نسبت به تو و پيامبرت (صلوات تو بر او و بر آلش) اقدام مىكرد، تا آنكه او را به سوى خود بردى، در حالى كه حرص و دلبستگى به دنيا نداشت، و شيفته آخرت بود، براى رضاى تو در راه تو جهاد و كوشش نمود، او را پسنديدى و برگزيدى و او را به سوى صراط مستقيم هدايت فرمودى.
امّا بعد: يا اهل الكوفة، يا اهل المكر و الغدر و الخيلاء، فانّا اهل بيت ابتلانا اللَّه بكم و ابتلاكم بنا فجعل بلاءنا حسنا، و