غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٩ - خطبه پرشور حضرت زينب
اى مردم كوفه! بدانيد كار زشتى را انجام مىدهيد، از رحمت خدا دور باشيد و نابود گرديد كه كوششهاى شما به هدر رفت و دستهاى شما از كار بريده شد، و در سوداى خود زيان ديديد و گرفتار خشم خدا گشتيد، و سكّه خوارى و بدبختى به نام شما زده شد.
واى بر شما اى اهل كوفه! آيا مىدانيد كه چه جگرى از رسول خدا ٦ را بريديد؟ و چه افراد پوشيده به حجاب را از حرمش بيرون كشيديد، و چه خونى را از او ريختيد، و چه احترامى را از او هتك كرديد؟
قطعا كارى بس هولناك، زشت، سخت، ناروا، خشونتبار و شرمآور به لبريزى سراسر زمين، و گنجايش آسمان انجام داديد.
آيا براى شما شگفتآور است كه آسمان در اين ماجرا خون ببارد؟
همانا شكنجه و عذاب جهان آخرت، ننگينتر خواهد بود، و كسى شما را يارى نكند و از مهلتى كه به شما داده شده استفاده نخواهيد كرد، كه پيشى گرفتن شما، خدا را شتابزده نمىكند، و او از فوت (انتقام) نمىهراسد، همانا كه پروردگار شما در كمينگاه است.
راوى گويد: سوگند به خدا مردم كوفه را حيران و بهتزده ديدم گريه مىكردند، و از حيرت انگشت خود را با دندان مىگزيدند.
پيرمردى را گريان ديدم در كنارم ايستاده، آنقدر گريست كه ريشش خيس شد، و در حال گريه خطاب به خاندان نبوّت مىگفت: «پدر و مادرم به فداى شما، پيران شما برتر از پيران ديگر، و جوانانتان بهتر از جوانان ديگر، و زنانتان برتر از زنان ديگر، و نسل شما بهتر از نسلهاى ديگر هستند كه نه خوار مىگردند و نه شكستپذير مىشوند.»