غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ٤٩ - حركت آگاهانه امام حسين
پاسخ شديد امام حسين ٧ به مروان
صبح آن شب امام حسين ٧ از خانه بيرون آمد تا خبر تازهاى بشنود، مروان با آن حضرت ملاقات كرد و به امام گفت: «من خير خواه تو هستم، از من پيروى كن تا نجات يابى.» امام حسين ٧ فرمود: سخنت چيست؟ بگو تا بشنوم.
مروان گفت: «من به تو امر مىكنم تا با امير مؤمنان يزيد بيعت كنى، اگر چنين كنى براى دنيا و آخرت تو بهتر است.» امام حسين ٧ فرمود:
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، و على الاسلام السّلام، اذ قد بليت الامّة براع مثل يزيد، و لقد سمعت جدّى رسول اللَّه ٦ يقول: الخلافة محرّمة على آل ابى سفيان
، همه ما از خداييم و به سوى او بازمىگرديم، اگر با يزيد بيعت كنم بايد آخرين وداع را از اسلام بنمايم (و از اسلام جدا گردم) زيرا اسلام به رهبرى مانند يزيد گرفتار شده، و من از جدّم رسول خدا ٦ شنيدم مىفرمود:
عهدهدارى خلافت بر دودمان ابو سفيان حرام است.
بين امام حسين ٧ و مروان سخن به دراز كشيد و سرانجام مروان در حالى كه به شدّت ناراحت و خشمگين بود از امام جدا شد.
حركت آگاهانه امام حسين ٧
مؤلّف گويد: پس از بررسىهاى لازم براى ما روشن است كه امام حسين ٧ از سرانجام حركتش آگاهى داشت، و وظيفهاش همان بود كه با اطمينان خاطر به آن اقدام كرد، دلايل نقلى پيرامون آگاهى آن حضرت از ماجراى خونين كربلا فراوان است از جمله:
١- گروهى كه من نام آنها را در كتاب «غياث سلطان الورى» ذكر كردهام به من خبر دادند، كه شيخ صدوق رحمة اللَّه در كتاب امالى، از