گزیده ای از تربیت و اخلاق در نَهج البَلاغه و غُرَرُالحِکَم - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٧٨ - شوخی بیجا
شوخی بیجا
قَالَ ٧ : مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَةً[١] إِلَّا مَجَّ[٢] مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً[٣] ؛
هيچ كس شوخى بيجا نكند جز آنکه مقدارى از عقل خويش را از دست بدهد.[٤]
شوخی بهجا و مناسب مورد تائید اسلام است. ولی شوخی که بیمورد و نادرست باشد سبب بسیاری از کدورتها و دشمنیها میشود؛ و از هیبت و عزت انسان میکاهد.
دوستی دوطرفه
قَالَ ٧ : زُهْدُكَ فِي رَاغِبٍ فِيكَ نُقْصَانُ حَظٍّ وَ رَغْبَتُكَ فِي زَاهِدٍ فِيكَ ذُلُّ نَفْسٍ؛
دورى تو از آنکس كه خواهان تو است نشانه كمبود بهره تو در دوستى است و گرايش تو به آنکس كه تو را نخواهد، سبب خوارى تو است.[٥]
اگر کسی خواهان ما است و دوست دارد با ما دوست شود ولی ما از آن شخص دوری میکنیم و طرح دوستی او را قبول نمیکنیم این نشانه در ضعف و ناتوانی ما دارد. و نیز اگر برعکس شود و ما علاقه داریم باکسی دوست شویم ولی او نمیخواهد و اصرار کنیم این سبب خواری و ذلت است. چراکه خواهان ما نیست.
[١] . یک باز مزاح کردن.
[٢] . به معنای بیرون ریختن مایعی از دهان است. سپس به هرگونه ریزشی اطلاق میشود.
[٣] . بک بار فروریختن.
[٤] . ح ٤٥٠.
[٥] . ح ٤٥١.