گزیده ای از تربیت و اخلاق در نَهج البَلاغه و غُرَرُالحِکَم - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٢٥ - زبان و درنده
دلهاى مردم گريزان است، به كسى روى آورند كه خوشرویی كند.[١]
دوستان خوب را میشود بامحبت و مهرورزی شکار کرد. آدمی زاد تشنه محبت و عاطفه است و هر آنکس که به او نیکی و محبت کند به او روی خوشنشان میدهد و شیفته و دلدادهی او میگردد.
تعریف سخاوت
قَالَ ٧ : السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً- [فَإِذَا] فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ؛
سخاوت آن است كه تو آغاز كنى، زيرا آنچه با درخواست داده مىشود يا از روى شرم و يا از بيم شنيدن سخن ناپسند است.[٢]
سخاوتمند کسی است که بدون درخواست دیگران، فضل و بخشش خود را انجام میدهد؛ و در غیر این صورت یا به خاطر حفظ آبروی خویش است و یا ترس از شنیدن مذمت مردم است.
هیچ ثروت و ارثی!
قَالَ ٧ : لَا غِنَى كَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ كَالْجَهْلِ وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ؛
هيچ ثروتى چون عقل و هيچ فقرى چون نادانى نيست. هيچ ارثى چون ادب و هيچ پشتيبانى چون مشورت نيست.[٣]
[١] . ح ٥٠.
[٢] . ح ٥٣.
[٣] . ح ٥٤.