گزیده ای از تربیت و اخلاق در نَهج البَلاغه و غُرَرُالحِکَم - پوریزدی، رحمت - الصفحة ١٤٢ - چهار دستور پزشکی
حضرت فرمود : میدانم . او گفت : اگر میدانی که راه کوفه از آنطرف است پس چرا همراه من میآیی؟ حضرت فرمود : پیامبر٦ ما دستور داده که حقدوستی ؛ و همراهی را بجای آوریم و همسفر خود را تا مقداری از راه همراه خود را بدرقه کنیم . آن کافر گفت : آیا واقعاً پیامبر بر شما چنین دستوری داده است؟ حضرت فرمود : آری . کافر گفت : پس به جهت همین اخلاق نیکو و بزرگوارانه است که اینهمه مردم پیرو او شدهاند . کافر این را گفت : و با حضرت به کوفه آ مد و چون دریافت که او حضرت علی٧ است مسلمان شد .[١]
زبان کودکان
زنی کودک ششماهه خود را بر روی پشتبام گذاشت کودک خود را بر زمین میکشید تا اینکه بر روی ناودان نشست مادرش نتوانست او را بگیرد نردبانی آورند چون ناودان از لب بام بلندتر بود نتوانست او را بگیرد بستگان بچه میگریستند عمر نیز وقتی ماجرا را دید متحیر شد و گفت چارهساز کار، علی بن ابیطالب٧ است . حضرت نزد بچه آمد با او حرف زد اما بچه نفهمید علی٧ فرمود : بچهای هم سن او را بیاورید وقتی بچه را آوردند دو کودک به یکدیگر نگاه کردند و با زبان کودکانه باهم حرف میزند تا این کودک از ناودان به سمت پشتبام برگشت و همه خوشحال شدند .[٢]
[١] . کافی، ج ٢، ص ٦٧٠.
[٢] . بِحار الانوار، ج ٤١، ص ٢٦٧.