گزیده ای از تربیت و اخلاق در نَهج البَلاغه و غُرَرُالحِکَم - پوریزدی، رحمت - الصفحة ١٣٩ - پنجانگشت
عیسی٧ میدانند، لذا ما مسلمانان نیز مبدأ سال برای خود تعیین کنیم . هر یک از مشاورین وی نظریهای دادند، آنگاه عمر رو به حضرت امیر٧ عرض کرد : شما همنظرتان را بفرمائید ؛ زیرا نظریه شما بر همه نظرات برتری دارد . حضرت فرمود : مبدأ سال را از زمان هجرت پیامبر٦ از مکه به مدینه طیبه معین کنید و آنگاه دلایلی هم بیان فرمود، لذا هجرت رسول خدا٦ اول سال هجری تاریخ اسلامی قرار داده شد .[١]
پنجانگشت
روزی عمر گفت : یا على تعجب من از اینکه تو بر تمام مسائل علمى و قضائى و فقهى احاطه دارى نیست بلكه تعجب من از این است كه تو هرگونه سؤال مشكلى را در هر موردى كه باشد بلافاصله و فورى و بدون اندیشه و تأمل جواب میدهی ! حضرت فرمود اى عمر این دست من چند انگشت دارد؟ عرض كرد : پنجانگشت . فرمود پس چرا تو در پاسخ این سؤال اندیشه نكردى؟ عرض كرد این واضح و معلوم است احتیاجى به اندیشه ندارد، على٧ فرمود كلیه مسائل در نظر من مانند پنجانگشت دست در نظر تست .[٢]
[١] . تاریخ یعقوبی، ج ١، ص ١٢٣.
[٢] . مناقب خوارزمی و شرح ابن الحدید. به نقل از کتاب هزار و یک داستان از زندگانی امیرالمؤمنین٧ ، رمزی اوحدی، محمدرضا، سعید نوین، قم، ١٣٩٥.