گزیده ای از تربیت و اخلاق در نَهج البَلاغه و غُرَرُالحِکَم - پوریزدی، رحمت - الصفحة ١١٧ - گذشته، حال، آینده
عالم و نادان کمرشکن
قَالَ ٧ : مَا قَصَمَ ظَهْرِي إِلَّا رَجُلَانِ عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ هَذَا يُنَفِّرُ عَنْ حَقِّهِ بِهَتْكِهِ وَ هَذَا يَدْعُو إِلَى بَاطِلِهِ بِنُسْكِه؛ فقط دو شخص کمرم را شکستند؛ عالمی که از انجام گناه ابائی ندارد و نادانی که اهل عبادت باشد. آن عالم با ارتکاب گناهان، مردم را از دینداری فراری میدهد و این نادان، به خاطر عبادتش، مردم را به سمت باطل میکشاند.[١]
مردم گمان میکنند عمل نادان صحیح است و لذا فریب عبادت او را میخورند؛ و عمل ناصحیح عالم نیز باعث میشود مردم بدبین به علم و دین شوند.
گذشته، حال، آینده
قَالَ ٧ : إِنَ مَاضِيَ عُمُرِكَ أَجَلٌ وَ آتِيَهُ أَمَلٌ وَ الْوَقْتَ عَمَل؛
بهراستیکه عمر گذشتهات وعدهای است به سر آمده پس نتوان در آن کاری کرد و آینده آن آرزویی است (آدمی نمیداند موفق خواهد شد یا نه؟) و زمانی که در آن هستی وقت عمل است (پس نباید از دست داد).[٢]
میان گذشته و حال و آینده فقط زمان حال فرصت عمل است. نسبت به دیروز و فردا کاری از ما ساخته نیست، مگر با عمل در امروز که به جبران گذشته و ساخت
[١] . ح ٢٤٥.
[٢] . ح ٣٠٢٤.