گزیده ای از تربیت و اخلاق در نَهج البَلاغه و غُرَرُالحِکَم - پوریزدی، رحمت - الصفحة ١١٢ - شوق دیدار
چنین نباید بود که با دیگران بهخوبی معاشرت کنیم ولی با خانواده و دوستان خویش با نامهربانی و بداخلاقی رفتار کنیم.
واگذاری و یادآوری دوستداشتنی
قَالَ ٧ : اذْكُرْ أَخَاكَ إِذَا غَابَ بِالَّذِي تُحِبُّ أَنْ يَذْكُرَكَ بِهِ وَ إِيَّاكَ وَ مَا يَكْرَهُ وَ دَعْهُ مِمَّا تُحِبُّ أَنْ يَدَعَكَ مِنْهُ؛
در نبود برادرت بهگونهای از او یاد کن که دوست داری او چنین کند و بپرهیز ازآنچه دوست ندارد و واگذار از او آنچه را که دوست داری که او از تو واگذارد.[١]
آنچه بر خود نمیپسندی برای دیگران هم مپسند.
شوق دیدار
قَالَ ٧ : خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ بَكَوْا عَلَيْكُمْ وَ إِنْ غِبْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ؛
با مردم نوعی سلوک و آمیزش کنید که اگر بمیرید بر شما گریه کرده و اگر غایب شوید مشتاق شما و در انتظار آمدن شما باشند.[٢]
انسان باید طوری زندگی کند و بهگونهای با مردم در ارتباط باشد و همراهی کند که در حضور و غیاب او، مشتاق دیدار و ملاقات او باشند.
دوستی پولکی
قَالَ ٧ : مَنْ أَعْظَمَكَ لِإِكْثَارِكَ اسْتَقَلَّكَ عِنْدَ إِقْلَالِك؛
[١] . ح ٩٦٦٣.
[٢] . ح ١٠٠٢٨.