شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١١٧ - ١ آيةالله العظمي بروجردي
عمر براي خود درقم منزل ملکي فراهم نکرد، از مايملک شخصي نيز مقدار زيادي را به مصرف مسلمانان رسانيد، به امور سياسي واوضاع کشور بصير بود وهيچگاه درخواستي خارج از امکانات نميکرد. کما اين که از درخواستهاي مشروع وممکن به هيچ قيمتي خود داري نمينمود وحتي گاهي کار به خشونت وتندي هم ميکشيد، اولياي امور باور کرده بودند که وي مرد مصلح وخيرخواه وبه تمام معني مذهبي است، اقدامات و درخواستهاي او توليد سوء ظن نمينمود.
گفتار ورفتار او، به همان اندازه که يک روحاني يا مرد عامي را به تعظيم واحترام وا ميداشت، يک سياست مدار، يک استاد و پروفسور خارجي را نيز اقناع مينمود. دريک جلسه مردي مانند ـ شيخ حسن با قوري ـ وزير اوقاف مصر را به مذهب شيعه آشنا ومتمايل ساخت.
به آرامش کشور وانضباط ورفاه حال مردم، علاقه مند بود وعلاقهي خود را موقع ملاقات با سران کشور ومتصد يان امور، درميان ميگذاشت، درهرکس کمالي ميديد: قريحهي شعر، خط خوب، قلم توانا، بيان شيرين، فداکاري وشجاعت درراه حق، او را مورد لطف وعنايت قرار ميداد، به ساده گفتن وساده نوشتن وساده درس دادن، عا دت داشت، از اصطلاح بافي وفضل فروشي افراد درجلسه ي درس،ناراحت ميشد، در درس، اضعف افراد را رعايت و ازتکرار وتوضيح وحتي ترجمهي عبارت عربي به فارسي که درنظر بعضي عجيب مينمود باک نداشت.
وي کاملاً توجه داشت که او پيشوا و مقتداي مردم است، چه بسا کاري که في نفسه مباح يا مستحب است، اما صدور آن کار از وي مورد سوء استفاده وکم کم به صورت ريا و خود نمايي در ميان افراد نالايق، رواج پيدا ميکند، از چنين عملي خود داري مينمود. بسيار مؤدب بود، در مجلس به سر و محاسن خود دست نميزد، سرش را برهنه نميکرد، غالباً دو زانو مينشست وشمرده شمرده سخن ميگفت.