شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٧١ - خاندان مسجد جامعي
ميتوان شخصيت علمي، معنوي ونفوذ اجتماعي او را کاملاً حدس زد: «حاج ميرزا مسيح تهراني فرزند محمد سعيد استرآبادي متولد ١١٩٣ ق واز شاگردان ميرزاي قمي است، كه پس ازفراقت از تحصيل درتهران اقامت نمود ومرجعيت يافت، واين همان شخصيتي است که مردم را به هجوم به سفارت روسيه براي خلاص کردن زنان مسلماني که درآن جا توقيف بودند اجازه داد، ودرنتيجه گريباي دوف سفير روسيه وافرادي از سفارت به قتل رسيدند، واو به خواهش امپراتور روسيه از ايران تبعيد شد وبه عتبات رفت ومدّت هيجده سال در تبعيد بود، تا اينکه سال ١٢٦٣ق درآنجا درگذشت، وي جدّ خانواده سعيد ومسجد جامعي تهران است؛ دختر ميرزا مسيح، زن آقا شيخ علي پسر ملا محمد جعفر چال ميداني بود »[١].
ميرزا محمد تنکابني نويسنده کتاب قصص العلماء درضمن زندگي نامهي حجة الاسلام سيد محمد باقر شفتي، داستاني دربارهي ميرزا مسيح نقل کرده است که درلابلاي آن به شاگردي ميرزا مسيح درنزد ميرزا ابوا لقاسم قمي صاحب قوانين، تصريح نموده است وهم چنين اين داستان بيان گر نفوذ اجتماعي وشهرت وزعامت ميرزا مسيح مجتهد در روزگار خود ميباشد.
و اما داستان چنين است: حاجي ميرزا مسيح از تلامذة فاضل قمي وساکن تهران بود، که ايلچي روسي را به سبب تجاهر به کفر وفسق وبعض از امور کشته وحکم به اخراج او از تهران شد وآقا محمود بن آقا محمدعلي بن محمد باقر بهبهاني فاضل وجامع، ولي مسلک او، مسلک اخباريين بوده واين فقير به موعظه ي او نشستهام. حاجي ميرزا مسيح، آقا محمود را تکفير کرده بود؛ پس از مدتي حاج ميرزا مسيح به زيارت قم رفته ودرمسجد امام حسن عسکري٧ نماز ميکرد وآقا محمود نيز به زيارت قم رفته بود؛ روزي آقا محمود به
[١]. تکلمة ا لمآثر وا لآثار، ج ٢، ص٧٦٣.