شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣٥ - ٣ علامه سيد محمدحسين طباطبايي
تعطيلي درس او تلاشهاي زيادي صورت گرفت، خصوصاً آنکه رشک ورزي حاسدان دراين زمينه بکار افتاد، وآتش بدبيني را دربين افراد شعله ورساخت. حتي بدليل چنين جوّ آشفتهاي، آية الله العظمي بروجردي دراثر اصرار زياد عدهّاي از اطرافيان، از علامه خواستند که درس فلسفهي خود را محدود نمايند.
علامه طباطبايي پاسخي متين براي آن مرجع عاليقدر جهان تشيع نوشتند و درآن تأکيد کردند که اين درس را به عنوان وظيفهي شرعي وبراي تأمين نيازمندي هاي ضروري جامعهي اسلامي ميگويم، ولي مخالفت با شما را به عنوان زعيم حوزه ورهبر جامعهي شيعه جايز نميدانم، از اين رو اگر حکم به تعطيل بفرماييد، اطاعت ميکنم وحکم شما براي ترک وظيفهاي که تشخيص دادهام، عذري درپيشگاه الهي خواهد بود، ولي اگر حکم نميفرماييد، به وظيفه خود ادامه ميدهم.
آية الله العظمي بروجردي توسط پيشکار خود پيغام دادند که هرطور وظيفهي خودتان ميدانيد عمل کنيد، اين رفتار مؤدبانه وحکيمانهي استاد جلوي سوء تفاهم وتأثير سوء سعايت هاي حسودان وناآگاهان را گرفت وموقعيت معظم له بيش از پيش تثبيت گرديد. واستاد تنها به درس عمومي فلسفه اکتفا نکرد وبا تشکيل جلسات خصوصي با شاگردان برجستهي خود به نقد وبررسي فلسفههاي غربي و مادي گرايي پرداختند.
علامه به يکي از شاگردان خود نکتهاي ديگر را دراين مورد گوشزد نمودهاند وآن اينکه آية الله بروجردي حاج احمد خادم خود را به منزل ايشان فرستاده وچنين پيغام داد: ما درزمان جواني درحوزه علميه اصفهان نزد مرحوم جهانگيرخان قشقايي ـ استاد شهيد سيد حسن مدرس ـ اسفار ميخوانديم، ولي مخفيانه ... به درس ايشان ميرفتيم... .
با اين شيوه، آية الله بروجردي بطور ضمني درس فلسفه ايشان را مورد تأييد قرار داده وتنها به دليل فشارهاي گروهي معين، خواستار محدود شدن درس اسفارعلامه طباطبايي شدهاند، ايشان افزودهاند: